Showing posts with label تور،توروارنا. Show all posts
Showing posts with label تور،توروارنا. Show all posts

Tuesday, August 24, 2010

شهر تاریخی نِسِبر (NESSEBER)- وارنا 6



شهر تاریخی نِسِبر (NESSEBER)- وارنا 6

شهر کلیساها، شهر ساختمان های قدیمی. شهری که به صدف دریای سیاه و به نوعی همسان بندر دوبرو ونیک انتهایی ترین دروازه دریای آدریاتیک است.
شهر - موزه ساحلی نسبر، منطقه ای است که تاریخ 3000 ساله مردم بلغارستان را به دوش کشیده و در ایالت بورگاس و در کنار دریای سیاه خسبیده و سالانه جمعیت زیادی از گردشگران را به خود جذب می کند.
این سایت گردشگری بیشتر گردشگران فرهنگی- تاریخی را جذب می کند. این شهر تقریبا در فاصله 90 کیلومتری وارنا قرار دارد و باید صبح زود حدود ساعت 8:30 به آنجا حرکت کرد. هم از طریق دریا با کشتی و هم از طریق زمینی قابلیت دسترسی به نسبر وجود دارد. معمولا برنامه بازدید از شهر نسبر تا ساعت 5 بعد از ظهر طول می کشد.

اما در طول مسیر از جاده هایی پر چاله و سر سبز گذر می کنید و یه نکته جالب که همه به جاده های ایران کمی ایمان آوردیم. اوضاع زیر ساخت جاده ای در این کشور بسیار ضعیف است و چندان تعریفی ندارد.
ولی این نکته که زباله کنار جاده ای بسیار کمتری ز ایران دارند جای بسی تعریف داشت. بلغارستان جاده های بسیار تمیزی دارد؛ البته هیچ نقطه ای عاری از زباله نیست.
بعد از 1 ساعت و نیم پیچ و تاب در جاده های ایالت های وارنا و بورگاس سرانجام به نسبر می رسیم. نسبر در شمال شرقی بلغارستان قرار داشته و در شمال آن بزرگترین مجتمع ساحلی بلغارستان یعنی سانی بیچ قرار دارد.
شهر تاریخی نسبر در سال 1983جزو سایت های میراث جهانی یونسکو ثبت شد و در بین گردشگران اعتبار خاصی به دست آورد.
نام نسبر در ابتدا به نام محلی ساکنان ماهیگیر اولیه بلغارستان که  سراشینز ( Thracians) نام داشتند ، "مِنِبریا " نامیده شد  که به معنای شهر "منا" بوده و یونانی های باستان آن را به "مِسیم وریا" تغییر دادند. در  قرون وسطی این نام کم کم به " مِسِمبریا" تغییر نام داد وکمی بعد در زبان اسلاو به نام "نسبر" معروف شد.

 این شهر که تقریبا یک شبه جزیره با دژهای دفاعی است، میزبان آغازین گروه یونانی های ساکن بلغارستان بوده و از گذشته تا کنون بندرگاه بسیار مهمی برای تجارت و حمل و نقل دریایی در منطقه به حساب می آید.
هنوز ویرانه های دژ دفاعی که در شمال این شبه جزیره قرار داشته مورد بازدید گردشگران است و در موزه های آن سکه های برنزی و نقره ای قرون 5 و6 قبل از میلاد که در آن کشف شده، به نمایش در آمده است.
اوج معماری در نسبر مربوط به دوره بیزانس بوده و امپراطوری روم در ایفای آن نقش به سزایی داشته است. بیشترین آثار تاریخی، کلیساها و قلعه ها از قرن 5 و6 میلادی آغاز شده و از قرون 10-11 میلادی، 13- 14 میلادی و 18 میلادی آثار به نامی در این شهر به جا مانده است.
در سال 1453 میلادی با هجوم ترک ها، رونق این منطقه رو به زوال گذاشت و عثمانی ها افسار حکومت را در منطقه به دست گرفتند. ولی در قرن نوزدهم با احیای معماری خانه های چوبی جان تازه ای به منطقه نسبر داده شد. بد نیست بدانید فرم خانه های چوبی برگرفته از خانه های ساحلی جزایر دریای سیاه بود.
شاید باورتان نشود ولی هنوز تعداد دقیق کلیساهای این شهر مشخص نیست ولی حداقل 41 کلیسا وجود دارد. ادعای مردم نسبر بر این است که این شهر تنها منطقه ای است که به ازای هر نفر بیشترین تعداد کلیسا را دارد. جمعیت این شهر حدود 10000 نفر است.

از قدیمی ترین کلیساهای این شهر باسیلیکای نسبر بوده که مربوط به قرن 5 میلادی است. باسیلیکا در ابتدا بیشتر در ایتالیا بود و به نوعی از کلیسا ها گفته می شود که دارای سالنهای دراز و کشیده هستند.
در این شهر آدم در میان کلیساها گم می شود؛ نماهای ورودی زیبا از سرامیک، درهایی چوبی با تزئینات مختلف، نقاشی های دیواری گچی که انسان را سر به هوا در خود غرق میکند و هرچه بگویم حس بودن در میان این همه آثار بیزانس را به شما شاید نتواند القا کند.

آسیاب آبی و خرابه های دیوار دژدفاعی  قدیمی نسبر که دور تا دور شهر را فرا گرفته، نشانی از ورودی شهر قدیمی نسبر است. در بخش جدید و قدیم نسبر رستوران هایی قدیمی و همچنین هتل های مدرن و سنتی وجود دارد که فضایی توریستی را برای گردشگران به ارمغان می آورد.

Monday, August 23, 2010

شب های بلغاری- وارنا 5

شب های بلغاری- وارنا 5

به قول شاعر (با ریتم 8/6) عجب شبی بود.....عجب شبی بود.
جان براتون بگه که یکی از پر طرفدار ترین تورها که به نوعی مهمانی خداحافظی از کشور بلغارستانه، تور شب های بلغاری یا به عبارت دیگر ضیافت جنگل است. این تور از ساعت 7 شب تا حدود 12 شب طول می کشد.
اما جریان از این قرار است که در میان جنگل های پارک ملی گلدن سندز، رستورانی سنتی از چوب و نی ساخته شده است. هنگام ورود سنگفرش ها شما را به سمت درب ورودی هدایت میکند. تمامی مصالح از جنس جنگل هستند: میزها و نیمکت ها، سقف و ستون سالن های غذا خوری، سن یا به عبارت دیگر محل رقص رقاصان و شعبده بازان و حتی میزهای سرو غذا و حتی بشقاب ها .


به هر سویی که می نگرید محلی بودن در بافت رستوران دیده می شود. نوعی معماری با نام "بایو کلیماتیک" که در آن از مواد و مصالح محیط برای ساخت یک بنا استفاده می شود تا آسیب فیزیکی و دیداری به محیط وارد نشود.
به طور یقین چوب، برگ و نی و پوشال بهترین ایده برای رستوران جنگلی است. بگذریم.
در هنگام ورود زنان و مردان بلغاری با لباس هایی سنتی به استقبال مهمانان آمده و با نان محلی و شراب راکیا از آنها پذیرایی می کنند. بعد میهمانان در میزهایی که به صورت دوار دور سن اصلی چیده شده است می نشینند و توسط گارسون هایی که لباس سنتی بلغاری پوشیده اند، پذیرایی می شوند.
بعد از اینکه بوفه سالاد چیده شد، گردشگران به انواع و اقسام سالاد و نوشیدنی های مجاز و غیر مجاز حمله را آغاز کرده و بعد از چند دقیقه شاید کمی ماست خیار و کمی بادمجان کباب شده در ته ظرف ها باقی بماند. در همین حین که مردم در حال خوردن و نوشیدن هستند، گروه های موسیقی راک و پاپ وارد صحنه می شوند و شروع به نواختن موسیقی و یا خواندن آهنگ می کنند.

کمی بعد گروه های رقص بلغاری با آن لباسهای زیبای خود وارد صحنه شده و با موسیقی بلغاری شروع به رقصیدن می کنند. بعد از این رقص سنتی، گروه های رقصی از سراسر اروپا بر روی صحنه حاضر شده و رقصهای محلی و سنتی کشورهایی مثل روسیه، یونان، قبرس، اسپانیا و به خصوص رقص عربی به نمایش در می آورند.
در میان رقص رقاص ها نیز چند ژانگولر باز نیز به اجرای حرکات عجیب خود می پردازند؛ مثل مردی که بر روی یک لبه چاقو سه طبقه لیوان پر از شراب را  روی هم قرار داده و خودش بر روی چرخی در حال حرکت است و یا دختری که بیش از 30 حلقه بزرگ رنگین را به دور خود می چرخاند و در همان حال دارد 180 درجه می زند. در حقیقت یک سیرک کوچک.

یکی از زیباترین بخش های این نمایش هنگامی است که دختران رقاص دست مهمانان را گرفته  و همراه آنها بر روی صحنه هنر نمایی میکنند. شاید یکی از زیباترین صحنه ها رقص زنان و دختران بلغاری بود که به صورت حلقه وار در هم می تنیدند و مانند رقص کردی خودمان حرکات پا انجام می دادند. رقص یونانی و بلغاری تقریبا نزدیک به هم است و هر دوی اینها ترکیبی از رقص آذری و کردی ایرانی است. بسیاری از حرکات آنها هم در رقص اصیل ارمنی دیده می شود.

شام هم در حین همین برنامه ها برای مسافران سرو می شود که معمولا جوجه کباب یا مرغ بریانی است.
آخرین برنامه هم رقص آتش است که فرد رقصنده بر روی ذغال گداخته و داغ با آهنگی با تم سرخ پوستی شروع به رقصیدن می کند.

دیگر کسی را تاب ماندن نیست و اتوبوس جلوی درب رستوران جنگلی چشم به راه مسافران.