Showing posts with label شايد چيزي.... Show all posts
Showing posts with label شايد چيزي.... Show all posts

Tuesday, January 4, 2011

ای درد ای یاد یار


برای اونکه میدونه چه قدر دلم براش تنگ شده ولی چاره ای نداشتم

سر رای برگشتنت آینه می‌کارم
گلدونای دلتنگ رو پله می‌ذارم
لحظه‌های بی قصه رو طاقت ندارم

چشم من به راه عشقه
رفتنت گناه عشقه
اون روی سیاه عشقه ماه من
ماه من تو چاه عشقه

های های های یار من

یادمه اون شب که رفتی چشمو بستم
شیشه عمر جوونیمو شکستم
تا به تو پیغام دلجویی فرستم
اسم تو با شیشه کندم روی دستم

درد اومد
ای درد ای یاد یار
داد اومد
ای درد ای یاد یار

درد اومد، 
داد اومد
دلبر شیاد اومد

اما من دل بر نداشتم
غیر تو دلبر نداشتم
حال اول درد عشقه ماه من
کاری با آخر نداشتم

Sunday, September 12, 2010

خاک بر سر من که کورش بسیجی شد


یعنی خاک ها! خروار خاک بر سر من که آقام کورش به این خفت و خواری بیفته
خاک بر سر اون آدمایی که خودشون رو شبیه هخامنشی ها کردن و چفیه انداختن................
دیگه نمیخوام حرف بزنم.

Monday, September 6, 2010

دوست داشتنی ترین آدم های روی زمین

استاد محمدرضا شجریان
همایون شجریان
استاد حسین علیزاده
استاد کیهان کلهر
کجایید ای رفیقان خدایی؟


ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است

چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود 

چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
ان گل که هردم دردست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان
یارب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان

Sunday, April 4, 2010

در باب سال همت مضاعف و اینا




عيد آمد و از گفته ي تو كف كرديم    از شور و شعف هلهله با دف كرديم
اين كار خر و خوردن يابو كم بود    امسال هوس كار مضاعف كرديم

چندیست سماق زیر لب میساییم       بیکارترین پدیده ی پیداییم
گویند که سال، سال کارست و تلاش   کو کار که تا مضاعفش فرماییم

Sunday, January 17, 2010

بد شانس ترین نسل تاریخ ایران



بد شانس ترین نسل تاریخ ایران!!؟


چون تو نوزادیمون شیر خشک نایاب شده بود
بچگیمونم که دوران جنگ بود
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن … نظام قدیم, نظام جدید, نظام خیلی جدید
رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن
فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد
عاشق شدیم گشت ارشاد رو سرمون خراب شد
ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد
ازدواج کردیم تورم کمرمونو شکست و روزگارمون سیاه شد
بارالها! دیگه حالی واسمون نمونده که به راه راست هدایت شیم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن!

Thursday, December 31, 2009

یادگار خون سرو

استاد شجريان در سال ۱۳۵۸ در کنسرتی در دانشگاه ملی آن زمان، (دانشگاه شهيد بهشتی)
مجموعه اشعار زيبايی را با همنوازی آقايان لطفی و مشکاتيان اجرا کردند که بعدها در قالب آلبومي با نام سپيده روانه بازار شد.از اشعار جناب ابتهاج هـ . ا . سايه است
 



دلا ديدی که خورشيد از شب سرد
چو آتش سر ز خاکستر برآورد

زمين و آسمان، گلرنگ و گلگون
جهان، دشت شقايق گشت ازين خون

نگر تا اين شب خونين سحر کرد
چه خنجرها که از دلها گذر کرد

ز هر خون دلی، سروی قد افراشت
ز هر سروی، تذروی نغمه برداشت

صدای خون در آواز تذرو است
دلا اين يادگار خون سرو است

Wednesday, December 30, 2009

زیاد حرف نمیزنم.....دو کلمه حرف حساب

ایران آخ که دلم برات میسوزه....آخ،ای وای برما
کجاییم؟ چه میکنیم؟

دو کلمه حرف حساب: آرام باشی وطن
زیبا باشی
رها باشی
منم دارم رها میشم.....پر میکشم بر آسمان
خط میکشم بر جسم و جان
من بی قرار تاب ها
من روشن تاریک ها

دیگه بغض دارم ولم کنید.......هاه

Sunday, December 20, 2009

فاحشه



هان؟ تعجب کردي!؟


....!!!ميدانم در کسوت مردان آبرومند انديشيدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است


!!!....اما ميخواهم برايت بنويسم شنيده ام، تن مي فروشي، براي لقمه نان


.....چه گناه کبيره اي!!!ميدانم که ميداني همه ترا پليد مي دانند، من هم مانند همه ام


......راستي روسپي! از خودت پرسيدي


.....چرا اگر در سرزمين من و تو، زني زنانگي اش را بفروشد


...!!!!...که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون مي زند


!!!!!....... ..اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا ناني بخرد


!.......و يا شوهر زنداني اش آزاد شود اين «ايثار» است


مگر هردو از يک تن نيست؟ مگر هر دو جسم فروشي نيست؟


.....!!!تن در برابر نان ننگ است.....بفروش ! تنت را حراج کن


....من در ديارم کساني را ديدم که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان


.....شرفت را شکر که اگر ميفروشي از تن مي فروشي نه از دين


.....شنيده ام روزه ميگيري، غسل ميکني، نماز ميخواني


......چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داري، رمضان بعد از افطار کار مي کني


!!!!!!!محرم تعطيلي


.......من از آن ميترسم که روزي با ظاهري عالمانه جمعه بازار دين خدا را براه کنم


.....زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم


.....پيش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطيل نکنم


فاحشه... به پاکیت سوگند دعایم کن

Sunday, October 25, 2009

بیست و یک آبان نکوداشت عباس جعفری

 

بیست و یکم آبان ماه نشست نکوداشت عباس جعفري، عکاس، کوهنورد و طبيعت گرد سرشناس، در فرهنگسراي پايداري برگزارمي شود.

اين نشست که از سوي ستاد نکوداشت عباس جعفري تدارک ديده شده است 5 شنبه 21 آبان ساعت 17الي 20 برگزاري مي شود.
علاقمندان مي توانند براي شرکت در اين نشست در تاريخ ياد شده به فرهنگسراي پايداري واقع درخيابان شريعتي پشت حسينيه ارشاد ، ميدان قبا مراجعه کنند.

Saturday, October 24, 2009

عروس شالی به خاطر ....خلاصه به خانه بخت نرفت

چهارشنبه بعداز ظهر 28/7/88 دیگه قطعی شد که میرم عروس شالی ....میخواستم برم فومن
این جشن که با همت افراد ده "خشکنو دهان" در حوالی فومن و با هماهنگی آمن خادمی قرار بود برگزار بشه متاسفانه به دلیل برخورد و دخالت بیجای نیروی انتظامی فومن تبدیل به میدان جنگی شد و جشن 6 ساعته به 2 ساعت سخنرانی تبدیل شد.
از صبح برنامه که به شدت نیروهای امنیتی ده را زیر نظر گرفتند آغاز یک تراژدی برای این برنامه پیش بینی میشد.
از جشن نمیگم...خیلی دلم گرفت

الان نمیخوام حرف بزنم ولی بعدا میگم چی شد.....فقط بدونید خیلی نامردن چون دل یک ملت که همشون روستایی بودن و لباسای پلوخوریشون پوشیده بودن تا جشن بگیرنو شکستن....ولی بعدا خدا خیلی چیزارو روشن میکنه.....به امید او

Thursday, September 24, 2009

شب جمعه ياد ايام كردم



گذري مي فكنم بر گذر سال‌ها                 من ندارم دل خوش از پس آن يادها
پس چرا ياد كنم دو و سه و چار را         گانه ها مي گذرند از بر ايام ها
حاليا با ما نشين و گذر عمر ببين             دو كه سهل است، هزارگان را ببين