Showing posts with label نيم نگاهي به ايران باستان. Show all posts
Showing posts with label نيم نگاهي به ايران باستان. Show all posts

Wednesday, August 18, 2010

غار موزه وزیری

شاید برای خیلی از تهرانی ها این نام کمی آشنا و برای خیلی ها هم نا آشنا است. کسی هست استاد وزیری رو بشناسه؟
یک راهنمایی برای شما: مجسمه های پارک جمشیدیه تهران را یادتون بیارید. تندیس فریاد و پرواز عقاب....
در پارک ملت آبنمای دو کبوتر، در پارک ساعی مجسمه های حیوانات، مجسمه سفالگر در لاله جین همدان و بوعلی سینا در ماهشهر، مجسمه های موزه رختشویخانه زنجان و قلعه فلک الافلاک خرم آباد.....بازم بگم.
همه اینها بازی دست استاد ناصر هوشمند وزیری است.
مردی از جنس طبیعت، آرام، هنرمند،آگاه، با دستی باز و دلی روشن. تنها 2 دقیقه صحبت با او شما را در جای خود میخکوب می کند. صمیمی، انگار 10 ساله با شما رفیقه و این رمز نزدیکی مجسمه ها و کارهای هنری او با مردم است.
زیاد نمی خوام در مورد استاد بحث کنم. چون این وظیفه شماست که سری به تنها غار موزه ایران بزنید و او را در کنار کارهایش و در حال ساخت آثار جدیدش ببینید. بنشینید پای سخن استاد وقتی از داستان مجسمه هاش می گه....که چی شد اینو ساختم!

خیلی نازنینه این مرد. خانه، کارگاه، نمایشگاه، دفتر کار، موزه و خلاصه تمام محیط زندگی او در کنار هم است. در نزدیکی تهران...تنها 40 تا 50 دقیقه راه بیش نیست.
لواسان، بلوار امام خمینی، جاده کند علیا و سفلی، سمت چپ دوراهی بوجان و کمی بعد همه چی نشان از موزه هنرهای استاد وزیری خواهد بود. حتی رودخانه جلوی خانه و موزه او در امان نمانده. او از مواد بازیافتی مثل قوطی رانی و بطری آب، دیواره زیبایی بر روی رودخانه درست کرده است.

استاد ناصر هوشمند وزیری به سال 1350 مدرک لیسانس مجسمه سازی خود را از دانشگاه تهران گرفت. او دارای دکترای افتخاری و استاد درجه یک هنر است. او در سِمت مدیر، استاد و کارشناس در مکان های مختلفی مشغول به کار بوده و هم اکنون تمامی آثار خود را در غار موزه خود در حال جمع آوری است. در هرگوشه از هر شهر ایران تقریبا یک اثر از خود استاد و یاد شاگردان او پا برجاست.

جالب است بدانید او کوه پشت خانه خود را کنده و مانند غار درست کرده و تمامی آثار خود را در آن جای داده است. البته باز هم در حال توسعه آن است. چند سالن مختلف که هریک دارای مجسمه ها، آثار سنگی و کارهای دستی خود استاد وزیری است.
ورودی غار دهان یک شیر است و بعد از آن در سمت چپ ورودی سالن اول بوده که به نقش رستم آذین شده است. باید بروید تا متوجه شوید چه خبر است. 
این اولین غاری است که در ایران به موزه تبدیل شده است.
بد نیست در پایان هفته سری به این مکان زیبا بزنید. پنج شنبه و جمعه معمولا از 9 صبح تا 6 بعد از ظهر  برای عموم بازدید آزاد بوده و بهای بلیط 2000 تومان است. این هم تلفن برای هماهنگی در وسط هفته و گرفتن اطلاعات بیشتر:            26556734   -  09125148159      

عکس زیاد گرفتم ولی می خوام شما را حریص کنم که خودتان بروید. 

Tuesday, April 6, 2010

تاریخ را به خاطر بسپار



اگر هخامنش به فراموشی سپرده شود ، گناه ماست که به فرزندانمان نیاموختیمش *
  
*مگر هزارها چیز دیگرکه به فرزندانمان می آموزیم ، مثل بازی های خشن کامپیوتری، در کتاب های درسی آمده اند؟؟؟ * 
  
*پس گناه خودمان را گردن دیگری میاندازیم * 
  
*خود ما چقدر آگاهی داریم؟ چقدر از پیشینه و تاریخمان اطلاع داریم * 
  
* اگر آگاهی داشتیم انقدر تکرارش نمی کردیم * 
  
آیا میدانید : حذف بخش هخامنش از کتاب درسی تاریخ به تصویب رسید؟ 
  
آیا میدانید : فرزندان ما دیگر حتی اسم کوروش کبیر را نمیشناسند؟ 
  
آیا میدانید : 29 اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است و این روز فقط در تقویم ایران نیست؟ 
  
آیا میدانید :  چند سال دیگر ، با نابودی کامل تخت جمشید باید سپاسگذار کشورهایی چون فرانسه باشیم که چندی از تخت جمشید را در موزه های خود حفظ کردند 
  
*آیا میدانید ؟* 
*ـ آیا میدانید:** اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد . 
  
ـ آیا میدانید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . * 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش در پایئز و زمستان ۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد 
  
**ـ آیا میدانید :** **داریوش بعد از تصرف بابل ۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد ** 
  
ـ آیا میدانید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت 
  
**ـ آیا میدانید :** اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس ۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید * 
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده ۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است 
  
**ـ آیا میدانید :** تقویم کنونی ( ماه ۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک  -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد 
  
**ـ آیا میدانید :** اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد * 
  
**ـ آیا میدانید :** فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد 
  
**ـ آیا میدانید :** در طول سلطنت داریوش کبیر ۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کردو همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخرپادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت 
  
**ـ آیا میدانید :** داریوش در سال ۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت رادوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم 

Friday, January 15, 2010

تصویری از کوروش بزرگ در برابر اجساد پانته آ و آبراداتاس


تصویری از کوروش بزرگ در برابر اجساد پانته آ و آبراداتاس
 این مطلب از یکی از دوستانم به دستم رسید و برای خودم بسیار جالب بود:

بدون شک تابلویی که در زیر می بینید روایت کننده یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن 18 است. حقیقت این است که با دیدن این تابلو و نبودن هیچ توضیحی برای آن بسیار کنجکاو شدم تا ببینم که موضوع چیست و البته با جستجو در سایت های فارسی به روایات متناقضی از این داستان برخوردم اما متوجه شدم که همه روایات ازیک منشا یعنی لغت نامه دهخدا هستند که چون به صورت تکه تکه نقل شده اند متناقض به نظر می رسند .
اما من برای شما خلاصه ای از منبع اصلی یعنی لغت نامه دهخدا زیر عنوان نام پانته آ می آورم به امید اینکه لذت ببرید و نیز پند بگیرید!
شایان ذکر است که دهخدا نیز بر اساس روایت گزنفون نقل می کند:



داستان از این قرار است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.
چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار برای من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.
در این هنگام اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد! اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم
ندیم کوروش که مردی بود به نام آراسپ و پانته آ را به او سپرده بودند عاشق این زن شد و خواست که از او کام بگیرد. به ناچار پانته آ از کوروش درخواست کمک کرد و کوروش نیز آراسپ را سرزنش کرد و زن را از دست او نجات داد و البته آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای آن کار به دنبال آبراداتاس رفت (از طرف کوروش) تا او را به سوی ایران فرا بخواند .
سپس آبرداتاس به ایران آمده و از ما وقع اطلاع حاصل یافت. پس برای جبران جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند در هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: << قسم به عشقی که من به تو دارم و عشقی که تو به من داری کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم … >>
خلاصه اینکه در جنگ مورد اشاره آبراداتاس کشته می شود و پانته آ به بالای جسد او می رود و به شیون وزاری می پردازد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش می کند که  مواظب باشند کاردست خودش ندهد . شیون و زاری این زن عاشق هنوز در گوش تاریخ می پیچد و تن هر انسانی را به لرزه در می آورد که می گفت :<< افسوس ای دوست باوفا و خوبم ما را گذاشتی و در گذشتی به درستی که همانند یک فاتح در گذشتی >>
پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپارد .
هنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تایلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی  به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شود.



Tuesday, January 12, 2010

سایتهای بسیار نیکو برای ایرانشناسی



اینارو تازه پیدا کردم
منابع آنلاین انگلیسی و فارسی درباره ایران باستان هستند که خیلی منطقی و مستدل هستند
حتما یک نگاهی بیاندازید
http://www.persepolis3d.com/
 http://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/iranian/Zarathushtrian/achaemenian_zarathushtrian.htm
http://www.avesta.org/dhalla/dhalla1.htm
http://www.bips.ac.uk/
http://www.britishmuseum.org/explore/galleries/middle_east/room_52_ancient_iran.aspx

Monday, October 19, 2009


جشنهای2500ساله شاهنشاهی

گروه تاریخ تابان: 20 مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوی در برابر مقبره كوروش هخامنشی در پاسارگاد، جشنهای 2500ساله شاهنشاهی آغاز شد. جشنهای 2500ساله شاهنشاهی كه با هدف بزرگداشت 25 قرن حكومت پادشاهی در ایران ترتیب یافت بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌. این درحالی بود كه متجاوز از نیمی از جمعیت كشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاكت زندگی می‌كردند.

در این مورد در كتاب آخرین سفر شاه چنین می‌خوانیم‌: جشن های 2500 ساله در تخت جمشید نمایشی از رؤیاها و بلندپروازی‌های شاه بود... در مورد شخص شاه در رابطه با جشن 2500 ساله‌، ره آورد جشن‌های تخت جمشید جدایی كامل او از واقعیات بود. او بیش از پیش دچار اشتغال فكری درباره سلطنت خودش و اهمیت جانشینی مستقیم خود بر اریكه كورش گردید.

«جیمزبیل‌» در كتاب عقاب و شیر می‌نویسد: «محمدرضا شاه پهلوی با این جشن های 2500 ساله‌، دوره جدیدی را در پادشاهی خود آغاز كرد، دوره جنون انجام كارهای بزرگ‌، بسیاری از معروف ترین و مقتدرترین چهره‌های جهان در تخت جمشید برای ستایش كشور شاه و بلكه مهمتر، برای ستودن خود او، به این محل آمده بودند... و شاه احساس رضایت و خرسندی می‌كرد كه میهمانان در مورد این كه چه كسی مجلل‌ترین اقامتگاه را گرفته‌، چه كسی محترم‌ترین مكان را در میزهای ضیافت داشته‌ و چه كسی از هلیكوپتر به جای سفر با لیموزین‌های مرسدس استفاده كرده با هم دعوا می‌كردند.

محمد رضا پهلوی طی سخنانی كه در 20/7/1350 در پاسارگاد خطاب به كوروش سرسلسله پادشاهی هخامنشی ایراد كرد در این مورد چنین گفت: «در این بیست وپنج قرن، كشور تو و كشور من‌، شاهد سهمگین‌ترین حوادثی شد كه در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است. ... اكنون ما در اینجا آمده‌ایم تا به سربلندی تو بگوییم كه پس ازگذشت بیست و پنج قرن‌، امروز نیز مانند دوران پرافتخار تو پرچم شاهنشاهی ایران پیروزمندانه در اهتزاز است...»

اكثر كارشناسان و رسانه‌های خبری دنیا و حتی حامیان محمدرضا، هزینه این جشن را گزاف و چیزی حدود300 میلیون دلار برآورد كردند، این مبلغ در كشوری كه درآمد سرانه آن اگرچه رو به افزایش داشت‌، ولی از سالی 500 دلار تجاوز نمی‌كرد، بسیار گزاف به شمار می‌رفت‌.

امام خمینی (ره) كه هنگام برگزاری جشن‌های 2500 ساله‌، در تبعید عراق بودند، طی سخنرانی‌ها و پیام‌هایی‌، این جشن‌ها و اسرافكاری‌های دولتی را مورد انتقاد قرار دادند. امام در مواضع خود، نكات زیر را یادآور شدند: ـ چرا كارشناسان اسرائیلی برای این تشریفات دعوت شده‌اند؟ ـ شاهنشاهی ایران از اول كه زائیده شده تا حالا روی تاریخ را سیاه كرده است‌. ـ برملت است كه با جشن‌های دوهزار و پانصد ساله مبارزه منفی كند. ـ به حكومت ایران بگویید كه آقا از این جشن دست بردارید.

به عکسهای «تابان» از این مراسم پرزرق و برق توجه کنید
http://tabannews.net/totla.php?id=6959:


Wednesday, April 8, 2009

تخته نرد در گذر تاريخ


تخته نرد در گذر تاريخ

با چنين تخته و اين مهره و ايـن كهنه حريف

چشـم بردن بودت،عقـل تو بی‌بـنياد اسـت

بـخت در آمد كار اسـت، نـه دانـسـتـن كـــار

طاس اگر نيک نـشيند همه كس نـراد است

دراين نوروزخجسته به كردستان وشهرسنندج سفري داشتم،سفري به سرزمين گيوه و تخته نرد.خواستم حرفهايي را كه در تورزده بودم براي مردم سرزمينم بنويسم و حال اين تحفه درويش را از من بپذيريد.


در جزوه ي كوچكی به زبان پهلوی یكی از داستانهای مربوط به پیدایش تخته نرد را می‌توان خواند :

در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسرقباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او درنامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیزباید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شمافرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روزچاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بودبه پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» ورازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درودفرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس رابه نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد. اين بازی نوتخته نرد بود.

اين داستان در عين اينکه مقابله تفکر ايرانی با تفکر بيگانه را نشان می‌دهد، يعنی دخالت تقدير و سرنوشت (نرد) و يا احاطهء کامل تدبير و عقل انسان بر زندگی (شطرنج)، احتمالاً حقيقت ندارد و تخته نرد به يک باره و توسط يک نفراختراع نشده است. اما در اينکه تخته نرد يکی از قديميترين بازيهای جهان است، شکی نيست.

تا چندی پيش تصور می‌شد که خاستگاه تخته نرد در حدود پنج هزار سال پيش در بين‌النهرين بوده است. در دهه بيستم ميلادی باستان‌شناس انگليسی سر لئوناردوولی (
Sir Leonard Woolley) در خرابه‌های آرامگاه سلطنتی اور (عراق کنونی) يک بازی تخته نرد يافت که با بازيهای کنونی تفاوت چندانی ندارد. چند سال بعد در مقبرهء توت‌انخ‌آمون در دلتای نيل تخته نردهای ديگری کشف شدند که قدمت آنها به ۱۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح می‌رسد. بسياری از نقاشيهای ديواری مقبره حکايت از محبوبيت اينبازی دارند که هم بين توانگران و هم بين مردم عادی رواج داشته است.

امااکنون کهن ترين تخته نرد جهان در شهر سوخته به همراه
۶۰ مهره يافت شده که بسيارقديميتر از تخته نرد گورستان سلطنتى اور در بين النهرين می‌باشد. اين كشف بزرگ،باستان شناسان را به اين نتيجه رسانده كه بازى تخته نرد از شهر سوخته به تمدن بين النهرين رفته است. «منصور سجادى» باستان شناس و سرپرست هيات كاوش در شهر سوخته می‌گويد: «اين تخته از چوب آبنوس و به شكل مستطيل است. روى اين تختهء بازى نقش يكمار حكاكى شده كه اين مار با پيچش به دور خود، ۲۰ حلقه ايجاد كرده است. اين ۲۰دايره در واقع ۲۰ خانهء بازى هستند. نقش مار روى تخته به گونه‌اى است كه در نهايت دم مار در دهان او جاى گرفته است.» به گفتهء سجادى ۶۰ مهرهء يافت شده در يك ظرف سفالى در كنار تخته قرار داشته اند. جنس اين سنگ ها از جنس سنگهاى رايج در شهرسوخته از جمله لاجورد، عقيق و فيروزه است.

چندی پيش در جيرفت نيز پنج تخته بازی با قدمت حدوداً پنج هزار سال يافت شد که به گفته دكتر «يوسف مجيدزاده»، سرپرست گروه باستان شناسی جيرفت و حوزه هليل‌رود، اين تخته‌ها مانند بازی تخته نرد به نظرمی‌رسند.

تخته نرد در جنوب اروپا به تدريج گسترش پيدا کرد. افلاطون، هومر ومشاهير يونانی ديگر آن را در نوشته‌های خود توصيف کرده‌اند. به جفت شش «آفروديت» می‌گفتند و رقمهای پايين‌تر تاس را «سگ» می‌ناميده‌اند. در بين روميان قديم بازیبيش از پيش محبوبيت و گسترش يافت. آنها با سه تاس بازی می‌کردند و سه نام مختلف برای تخته نرد داشتند:
Alea (ريختن تاس)، Tabulae (تخته، ميز) يا Ludus duodecim scriptorum (بازی دوازده‌خطی). در پمپئی يک نقاشی ديواری عظيم کشف شد که صحنهء اولآن دو رومی را هنگام بازی نشان می‌داد. در صحنهء دوم صاحب مسافرخانه دو بازيگر رابا خشم بيرون می‌اندازد.

با اين حال تخته نرد ديرتر، يعنی بعد از جنگهای صليبی در بقيه اروپا رواج پيدا کرد. به آن نرد،
Tric Trac ،Puff، Tables يا Plakoto می‌گفتند و با دو تاس بازی می‌کردند. Tabula، نوع رومی بازی، در تمام اروپاگسترش يافت. در ابتدا بازی اشرافيان بود، اما به تدريج بين مردم عادی نيز محبوب شد. کليسا قرنها سعی کرد که جلوی اين نوع قمار را بگيرد و موفق نشد.

اما تخته نرد در هيچ نقطه جهان غرب مانند انگلستان رواج و محبوبيت نداشته است. طبق گزارشهای شفاهی ريچارد شيردل به خاطر علاقه سربازانش به اين بازی مرتب دچار دردسر می‌شده است، به همين دليل دستور داده بود که هيچ فردی با درجهء پايينتر از شواليه اجازهءبازی به شرط برد و باخت پول ندارد.

اولين مسابقهء بين‌المللی تخته نرد به همت شاهزاده
Alexis Obolensky در سال ۱۹۶۴ در جزاير باهاما انجام شد و از آن زمانبه بعد سالانه تکرار می‌گشت. در دهه ۷۰ اولين کتابهای قوانين بازی نوشته شدند وباعث گسترش بيش از پيش تخته نرد گشتند. شخصيتهای مشهوری مانند کريستينا اوناسيس (Christina Onassis) دختر ميلياردر معروف يونانی آريستوتلس اوناسيس، گونتر ساکس (Gunther Sachs) وارث کارخانه اوپل و شوهر سابق بريژيت باردو، يو هفنر (Hugh Hefner) ناشر مجله پلی‌بوی و غيره به رواج بيشتر اين بازی در جهان غرب دامن زدند.

در ايران اين بازی با وجود مخالفتهای متعصبان مذهبی که با هرگونه تفريح وشادی و هيجان بی‌آزار دشمن هستند کماکان محبوبيت خود را حفظ کرده است. از محمدپيامبر مسلمانان نقل شده که «هر كس نرد بازى كند مثل اين است كه دستش را در گوشت وخون خوک رنگ كرده است» و «هر كس نرد بازى كند به راستى كه از خدا و رسولش نافرمانىكرده است». طبق اين گفته و حديثهای ديگر در اسلام بازی با نرد ولو بدون برد و باخت حرام شناخته شده است. با اين حال پير و جوان بدون توجه به اينگونه فرمانها و فتواهااين بازی زيبا و مهيج را تا امروز زنده نگه داشته‌اند.

تخته نرد از يک تخته دو قسمتی و دو تاس تشکيل گشته که در هر طرف تاسها، اعداد يک تا شش با ستاره‏ها ياخالهايى ريز نشان داده شده است.

باختم با پاكبازان، عالم خاكى به خاک

وزپى آن عالم اينک در قمارى ديگرمبردم

از نراد گيتى يک دو داو اندر سه زخم

گرچه از چار آخشيج و پنج حس در شش ‏درم

توجه کنيد به ظرافت خاقانى که چگونه اعداد يک تا شش را در يک بيت جا داده است. واژهء «داو» در مصرع سوم يکی ازاصطلاحات رايج تخته نرد است، يعنى اينكه يكى از دو حريف ادعا كند كه بازى را خواهدبرد و از ديگری بخواهد كه تسليم شود. «آخشيج» به معنای عنصر می‌باشد، چار آخشيج يعنی عناصر چهارگانه.

· ستاره‏ها يا خالهاى روى تاس (کعبه) نشانه ستاره‏هاى آسمان هستند كه گردش و وضعيت آنها سرنوشت انسانها را رقم می‌زنند و کاسه کوچک چرمينی که در آن تاسها می‌غلتند و واژگونه روی تخته گذاشته می‌شود حکم ظرف آسمان رادارد که روی زمين (تخته) قرار گرفته است.

· اگر عدد يک طرف تاس را با عدد طرف مقابل آن جمع كنيم عدد ۷ را به دست می‌آوريم كه نشانهء هفت روز هفته است.

· تختهء اين بازى دو خانهء دوازده‌گانه دارد، به نيت ۲۴ ساعت شبانه‏روز.

· ۳۰ مهره روزهای ماه رانشان می‌دهند، با پانزده مهره سفيد به نشانهء پانزده شب مهتابى و پانزده مهره سياه به نشانه پانزده شب تاريک.

· تخته نرد به چهار قسمت تقسيم شده است كه نمايانگر چهارفصل سال يا چهار عنصر باد و آب و خاک و آتش است.

· 30مهره: نشان گر 30 شبانه روز یک ماه

· 24 خانه: نشان گر 24 ساعت شبانه روز

· 4 قسمت زمین: 4 فصل سال

· 5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز

· 2 رنگ سیاه و سپید: شب و روز

· هر طرف زمین 12 خانه دارد: 12 ماه سال

· تخته نرد: کره زمین

· زمین بازی: آسمان

· تاس: ستاره بخت و اقبال

· گردش تاس‌ها: گردش ایام

· مهره‌ها: انسان‌ها

· گردش مهره در زمین: حرکت انسان‌ها ( زندگی )

· برداشتن مهره در پایان هر بازی: مرگ انسان‌ها

اعداد تاس

1 :یکتایی و خداپرستی

: 2 آسمان و زمین

3 : پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک

: 4 شمال، جنوب، شرق، غرب

5 :خورشید، ماه، ستاره، اتش، رعد

6 :شش روز افرینش


يکی از نخستين كتابهاى ايرانى درباره ي بازى تخته نرد «رساله ي قمارخانه» نوشتهء محمد امين ميرزا قاجار پسرفتحعلى شاه می‌باشد. نويسنده در اين كتاب به
۹ بازى رايج و مرسوم عصر خود پرداخته است، از جمله تخته نرد. محمدعلى جمالزاده در مقاله ي«بازى نرد قبل از سامانيان» درباره ي گذشته تاريخی اين بازی نوشته است. اخيراً نيز کتابی با عنوان تخته نردتقدير يا تدبير نوشته ابوالقاسم تفضلی منتشر گشته که در آن به تاريخچه تخته نرد وتأثير آن بر ادبيات فارسى پرداخته شده است (آقای ابوالقاسم تفضلی برادر مرحوم محمودتفضلی است که آثار جواهر لعل نهرو را به فارسی برگردانده. جالب اینکه پسرِ آقای محمود تفضلی، دکتر شیوا تفضلی، نفر دوم مسابقات جهانی تخته نرد است و ریاست عالیه مسابقات تخته نرد اروپای غربی را به عهده دارد!) . كتاب شامل بسياری از حكايات خواندنى و تاريخی، اشعار شاعران قديمى و تعبيرها و اصطلاحات پيرامون تخته نرد می‌باشد.

همچنين می‌توان به كتاب «تخته نرد از ديدگاه تاريخ و ادبيات» نوشتهء عزيز نقدی‌وند اشاره کرد كه توسط انتشارات كليدر به چاپ رسيده است. اين كتاب شامل اولين لغت‌نامه ي تخته نرد می‌باشد و در عين حال پژوهشی است در مورد سابقه ي تخته نرد. مطالب ديگر از جمله قوانين و حركات مهره‌ها، اصطلاحات رايج در اين بازی، اشعار مربوط، كركری‌خوانی، انواع بازيهای از ياد رفته ي تخته نردو مقالات تحقيقی جالبي را نيز مي توان در آن جست.

  • مختصري از شطرنج
افسانه های بسياری درباره چگونگی پديد آمدن شطرنج نقل شده است. شطرنج در آغاز يک بازی چهار نفره بوده است. کلمه چترنگ در زبان سانسکريت هندی از دو بخش چتر به معنی چهار و انگ به معنی دسته تشکيل شده است. اين چهار دسته به گونه ای نماد چهار عنصر زمين، هوا، آب و آتش بوده اند. اعراب شطرنج را از ايرانيان آموختند و آن را به غرب انتقال دادند. هارون الرشيد اولين خليفه ای بود که شطرنج و نرد بازی می کرد و آنرا رواج داد. در روسيه شطرنج ورزش ملی به حساب می آيد. به روسی شطرنج "شاخماتی" ناميده ميشود. بازی ايرانی تخته نرد نيز در روسيه پرطرفدار است و اصطلاحات و اعداد، کاملا فارسی ادا ميشوند

Sunday, March 15, 2009

پژوهشی نو درباره نبرد شیر و گاو

شیر و گاو خاستگاه کیهانی دارند.
 
ایرانیان همواره در عرصه تمدن بشری یادگارهای شگفت انگیزی از فرهنگ مادی و معنوی آفریده و سهم بالایی در تمدن جهانی داشته اند و وجود این تمدن كهنسال گاهشماری دقیقی را ایجاب می‌كرده است.
دانشمندان ایران شناس بیگانه در این باره پژوهش‌های درخوری انجام داده‌اند. به گفته‌ی هارتنر كه مستند به یادگارهای باستانی فراوان است، مردمانی پیرامون ۴۶ سده پ.گ.خ. (پیش از گاهشماری خورشیدی، نزدیك به ۶۰۰۰ سال پیش) از شمال سرزمین كنونی ایران كوچیده بودند، پس از استقرار در سرزمین مناسب برای زندگی همچون شوش در كنار مدار ۳۰ درجه عرض جغرافیایی، تخت جمشید، اور و... به كشاورزی روی آوردند.
آنها با صورت‌های فلكی و رابطه‌ی طلوع و غروب آنها با كارهای كشاورزی، به سان كاشت و برداشت، آشنایی بسنده‌ای داشتند. گواه این سخن نقش‌های گوناگون است از نبرد شیر و گاو، که در بنای جاودانه تخت جمشید رخ می نماید ،منبعی الهام بخش و سرچشمه ای ماندگار در نشان دادن باورهای ایرانیان در وسعتی به اندازه تاریخ حیات ایران قلمداد می گردد.
شیر و گاو یکی از آن عناصری هستند كه در هنر و تفكر مردم باستان نمودی بارز دارند و در بسیاری از مواقع در ارتباط با هم دیده می‌شوند.
این نقش در جبهه شمالی کاخ سه‌دری حجاری شده که تصویر شیر مهیبی است که دندانهایش را در کفل گاوی فرو برده است. گاو که با نوارهای بیشماری آراسته شده و حیوانی اهلی است، سرش را برگردانده و شیر را با شگفتی می‌نگرد.
اگر این نقش در دیده مردم عادی یک شاهکار هنری باشد،به همان میزان مفهوم واقعی آن برای باستان شناسان معمایی است.
درباره شکسته شدن گاو توسط شیر آراء مختلفی وجود دارد از جمله:
1ـ شیر در تفکر اساطیری ایران یعنی خورشید ؛ نور ؛ گرما و نماد برج اسد ( امرداد) و گاو نشان باران و باروری و سرما و برج ثور ( اردیبهشت ) است و غلبه اولی بر دومی یعنی شکست شب  و تاریکی و سرما و آغاز گرما و روشنایی و عید.
2ـ غلبه ایران ( شیر ) به بابل ( گاو ) که در دوران کورش بزرگ صورت پذیرفته است . شاهان ایران باستان می بایستی نیروی مقابله با شیر را می داشتند و در واقع شیر کش می بودند . فایق آمدن بر شیر هم شهامت شاه را می رساند و هم عنوان شاه برایش تایید می شده است.
3ـ و بنا به اعتقادی دیگر،این نقش ردی در آسمان و سرای کیهانی داشته است.
در این ترکیب، شیری دیده می‌شود که بر پشت گاو جهیده و چنگالش را بدون اینکه فرو کرده باشد، بر پشت او نهاده است. این گاو، همواره پشت به شیر کرده و در وضعیت فرار قرار دارد؛ در حالیکه سر خود را به سوی شیر بازگردانده و او را می‌نگرد. شیر و گاو در تمامی نگاره‌هایی که جزئیات کافی برای بررسی دارند، نر هستند.
متون نجومی کهن، تصویر صورت فلکی گاو/ ثور را (چونان نگاره‌های باستانی) به شکل گاوی نشان داده‌اند که سر خود را به عقب بازگردانده است.وچیزی که در تمامی نگاره‌های تشخیص‌پذیر است ، اینکه با گاو نر روبرو هستیم و صورت فلکی گاو نیز همواره گاو نر دانسته می‌شده است.
نر بودن صورت فلکی گاو را از دو راه می‌توان پیگیری کرد. نخست، بررسی تصویرهای متون نجومی کهن.
دوم، اطلاق گونهٔ مذکر و نرینه نام گاو یعنی «ثور» به این صورت فلکی. گونهٔ مؤنث و مادینه نام گاو یعنی «بقر» که بر گاو ماده دلالت می‌کند، برای نامیدن این صورت فلکی بکار نرفته است.
پرنورترین و بزرگ‌ترین ستاره صورت فلکی شیر/ اسد (Leo)، (Regulus) است که گاه به نام صورت فلکی خود، «شیر» خوانده می‌شود. این ستاره در چهار هزار سال پیش و در دامنه متوسط عرض‌های جغرافیایی ایران، از آغاز زمستان تا آغاز تابستان در آسمان شبانه دیده می‌شده است.
در همان دوران، ستاره دَبَران (Aldebaran) که بزرگ‌ترین و پرنورترین ستاره صورت فلکی گاو/ ثور که در باورهای نجومی «چشم گاو» دانسته می‌شده، از میانه‌های مهرماه تا میانه‌های فروردین‌ماه در آسمان شبانه دیده می‌شده است.
حال با توجه به وضعیت شیر و گاو در آسمان چهار هزار سال پیش، به چشم‌انداز و چگونگی حرکات این دو در آسمان توجه می‌کنیم. از آغاز تابستان تا میانه مهرماه، نه شیر در آسمان دیده می‌شود و نه گاو. از میانه مهرماه تا آغاز زمستان، یعنی در زمانی که سرما و تاریکی شب رو به فزونی و روشنایی روز رو به کاهش است، گاو در نبود شیر، یکه‌تاز آسمان است و هر شب بالاتر آمده است. انگاری که پیوندی میان سرما و تاریکی با اوج‌گیری گاو وجود دارد. در آغاز زمستان، شیر پس از شش ماه غیبت طلوع می‌کند و درست از همین زمان، روزها رو به بلند شدن می‌گذارند. انگاری که اکنون شیر برای دفع سرما و تاریکی به یاری خورشید آمده است.
به عبارت دیگر، از چهار فصل سال، فصل تابستان بدون شیر و گاو، فصل پاییز با گاو، فصل زمستان با گاو و شیر، و فصل بهار با شیر بوده است. گاو نر آسمانی، پیام‌آور سرما و تاریکی و شیر آسمانی، نوید دهنده گرما و روشنایی است.
در تمام طول زمستان، هر شب ابتدا گاو طلوع می‌کند و پس از حدود چهار ساعت، شیر از دنبال او طلوع می‌کند. هر چه شیر بالاتر می‌آید، گاو پایین‌تر می‌رود. در میانه‌های فروردین‌ماه، یعنی در زمانی که هوا گرم شده و روزها به اندازه کافی بلند شده‌اند، گاو به آسمان روزانه می‌رسد و دیگر دیده نمی‌شود. انگاری که از آغاز زمستان، شیر با یورش خود گاو را از میدان تاریکی و سرما بدر کرده است. سپس از میانه فروردین‌ماه تا آغاز تابستان، شیر یکه‌تاز آسمان در روزهای بلند و گرم سال است.
فاصله میان شیر با گاو به اندازه دو برج و فاصله میان گاو با شیر برابر با هشت برج است. در نتیجه همواره می‌توان شیر را به دنبال گاو دید و هرگز دیده نمی‌شود که گاو از پشت شیر روان باشد. در نگاره‌های باستانی نیز شیر و گاو در حال نبرد نیستند، بلکه شیر در حال حمله و گاو در وضعیت گریز است و با نگرانی پشت سر خود را می‌نگرد. درست به مانند وضعیت کیهانی این دو ستاره و صورت فلکی. همچنین در نگاره‌ها، شیر تنها بر پشت گاو جهیده است، اما چنگال‌هایش بر پشت او فرو نرفته و یا دریده نشده است. چرا که شیر آسمانی نیز هرگز موفق به رسیدن به گاو نمی‌شود و تنها او را دنبال می‌کند. گاو آسمانی نیز برای همیشه شکست نمی‌خورد و بزودی و چهار و نیم ماه پس از پنهان شدن شیر، دوباره باز می‌گردد و چرخه مکرر رویدادهای کیهانی را آغاز می‌کند.
چرخه‌ای که با باورهای دایره‌ای شکل، ریشه در تاریخ ، فرهنگ و اعتقاد ایرانیان باستان  است.
گزيده اي از تارنماي  امرداد