Monday, September 14, 2009

نپالي‌ها به زنده بودن "عباث" اميدوارند


به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران هم اکنون راديوي سراسري نپال هر چند لحظه يک بار مشخصات عباس را اعلام کرده و از مردم محلي مي خواهند در صورت يافتن نشانه اي از او به گروه هاي جستجو اطلاع دهند.
از صبح امروز تلويزيون نپال نيز چندين بارتصوير عباس را نشان داده و براي يافتن او از مردم اين کشور استمداد طلبيده است.
فرخنده صادق، همسر عباس که در اين سفر همراه او واز نزديک شاهد حادثه بوده است، صبح امروز با بستگان خود در تهران تماس گرفته واز تلاش گسترده تر گروه هاي نجات براي يافتن عباس خبر داده است.
گزارش ديگري حاکي است که عصر ديروز يک گروه سه نفره مرکب از دو متخصص رفتينگ و يک کوه نورد براي کمک به گروه هاي جستجوگر از ايران راهي نپال شده و نيمه شب ديشب موفق شده اند خودرا به حوالي رودخانه "تريشولي " محل وقوع حادثه برسانند .
عباس جعفري اکوتوريست، کوه نورد و عکاس نامدار ايراني از دوشنبه گذشته در چين کاياک سواري در رودخانه تريشولي نپال به دام يک گرداب افتاده و مفقود شده است. قايق او ديروز پيدا شد، اما با وجود جستجوهاي گسترده هنوز نشانه اي از خود او پيدا نشده است
جستجو براي يافتن عباس جعفري در نهرهاي فرعي منتهي به رودخانه تريشولي و جنگل هاي باتلاقي منطقه ادامه دارد.

همچنين گروه ايراني جستجوگر لحظاتي پيش در تماس تلفني با تهران اعلام کردند مردم محلي کماکان به زنده يافتن عباس اميدواربوده و مي گويند شرايط جغرافيايي منطقه به گونه اي است که حتي مجرب ترين طبيعت گردان امکان گم شدن در آن را دارند و تاکنون به دفعات طبيعت گردان خارجي در اين منطقه گم شده و چندين روز بعد زنده پيدا شده اند.
ديروز محمد عليان و محمد تاجران خود را از تهران به منطقه رسانده اند تا به فرخنده صادق و ديگر گروه ايراني حاضر در منطقه براي يافتن عباس کمک کنند. ديروز دو گروه ده نفره از مردم محلي توسط گروه ايراني استخدام شدند تا در عمليات جستجو به ديگر گروه هاي دولتي حاضر در منطقه کمک کنند. اين منطقه وسيع، بکر و بسيار صعب العبور بوده و اغلب مردم محلي آن هيچ دسترسي به راديو وتلويزيون ندارند واز اين نظر بعيد نيست که هيچکدام از فراخوان هاي مکرر چند روز اخير راديو و تلويزيون نپال را براي همکاري در جهت يافتن عباس نديده يا نشنيده باشند. فرخنده در تماس امروز صبح خود با تهران کماکان از دوستداران عباس خواسته است براي او دعا کنند.
عباس جعفري طبيعت گرد، عکاس و روزنامه نگار سرشناس ايراني به خاطر سانحه اي در حين کاياک سواري دررودخانه تريشولي نپال از دوشنبه هفته پيش مفقود شده است.
.
.

مرد طبيعت در كام طبيعت....خدا كند كه بيايي


زندگينامه طبيعت مرد ايران

عباس جعفري طبيعت مرد نامي ايران ، متولد 1341 شهر مشهد است. وي در بيست و پنج سال گذشته به طور موازي در زمينه هاي مختلفي همچون عکاسي، روزنامه نگاري، راهنماي گردشگري ، کوه نوردي و تدريس اکوتوريسم فعاليت مي کرده است.

هوش سرشار، انرژي فراوان و علاقمندي عجيب به سفرو طبيعت باعث شده بود که او اين همه فعاليت متفاوت را در بالاترين سطح حرفه اي انجام دهد. عباس به اغلب قله هاي بالاي هفت هزار متر جهان صعود کرده و يکي از سرشناس ترين کوه نوردان ايران محسوب مي شود. عکــس هاي او از طبيعت و مردم ايـــــران و جهان سرشـــــناس ترين نشريات بين المــللي (از جمله نشنال ژئوگرافيک ) چاپ شده و نيز عکس هاي کتاب " راه ياب ايران " نيز منبعي است از تصاويري که عباس درطول سفر از گوشه و کنار ايران گرفته است. وي روزنامه نگاري را با مجـــله شکار و طبيعت (اسبق ) آغاز کرده و هميشه سفرنامه ها و يادداشت ها و عکس هاي او در معتبرترين نشريات گردشگري کشور چاپ مي شده است. وي نقش قابل توجهي در شناسايي بسياري از مناطق دور افتاده و مردم بومي ايران داشـــته ومي توان گفت بسياري از آئين هاي ايراني به واسطه تلاش عباس جعفري بوده که اقبال ثبت و ماندگاري پيدا کرده است.
از وي هم اکنون کتاب "راه ياب بيابانگردي در ايران " توسط انتشارات فرهنگ معاصر در مرحله تدوين نهايي قرار دارد. وي در حال حاضر عمدتاً به عنوان راهنماي سفر فعال بوده و نيز دبير گروه اکوتوريسم خبرگزاري محيط زيست ايران ( ايرن ) است.
فرخنده صادق ، يکي از دو زن ايراني فاتح اورست، همسر عباس جعفري بوده و در آن سانحه ناگوار نپال، شاهد برگشتن قايق عباس و ناپديد شدن او بوده است .
هم اکنون جستجو براي يافتن عباس ادامه دارد.

Saturday, August 8, 2009

كلبه‌اي از جنس بهشت

خانه گلي
خانه ِگلي يكي ازاقامتگاه‌هاي خوشه‌سار بوم گردي ايران بوده كه براي حفظ و احيا جامعه بومي و محلي در منطقه شمال كشور با مصالح بومي ساخته شده است؛ اين خانه از كاهگل، سفال و چوب ساخته شده و ميهمانان آن با نوشيدني و غذاي محلي پذيرايي مي‌شوند.
خبرگزاري مير اث فرهنگي_گردشگري_كمي در شهسوار گشتم تا توانستم به جل چلاسر برسم. همه جا سبز، همه جا شاليزار همه جاي بوي خوش برنج و چاي.
كلبه‌اي قهوه‌اي رنگ در ميان آن همه سبز؛ خانه‌اي كاهگلي كه تنها صداي صميميت و عشق از آن شنيده مي‌شد.
خانه كاهگلي و يا به قول فرزين ملكي، " خونه گلی" مرکز توریستی است كه در میان باغات و شاليزارهاي جلاسر شهسوار قرار دارد و همیشه مسافران را از دور دست‌ها به خود جلب می کند.
فرزين ملكي، مدیر این مرکز گردشگري که تحصیل‌كرده كشور انگلستان است با زبان گیلکی مردم چلاسر به توریست‌ها و بازديد كنندگان خیر مقدم می گوید. در اولين نگاه او را با کشاورز سنتی منطقه اشتباه خواهید گرفت؛ ساده و بي آلايش.
وي كه با همسر ونزوئلايي و فرزندش شمس در اين خانه اجدادي زندگي مي‌كند، خانه و منطقه جل چلاسر را بخشي از وجود خويش مي‌داند. او كه بيشتر زندگيش را در سفر گذرانده است در بهار و تابستان به زادگاهش بازگشته و به پذيرايي از ميهمانان خود مي پردازد.
ملكي دليل انتخاب نام خانه را پسرش خواند و گفت:«از زماني كه اين خانه را ساختيم، پسرم شمس هر جاي دنيا كه بوديم مي‌گفت كي ميريم خونه گلي؟ همين باعث شد اسم اينجا بشه "خونه گلي".»
فرزين ملكي مي‌گويد:«از اوان کودکی در فکرزندگی سنتی بودم و همیشه از بزرگترها می‌پرسیدم مردم در گذشته چگونه زندگی می کردند و چه جوری بودند. هر چه بزرگتر شدم بیشتر به این فکر بودم که کاشکی می توانستم مثل آدمهای قدیمی باشم، مهربان و خوب، فعال و سالم زندگی کنم.»
وي معتقد است كه قرن 21 عصر دانایی بوده و زمان سنت گریزی از انبوه سازی قرن 20 فرارسیده است. بسیاری از مردم دوست دارند طبیعی زندگی کنند، طبيعي بخورند و همیشه به دنبال فرصت می گردند تا حتی برای چند روز طبیعی باشند.
در جایی زندگی کنند که مردمانش هزاران سال به همان صورت زندگي كردند و چیزی بخورند که مردم ده‌ها قرن آن‌گونه می‌خوردند؛ جایی قدم بزنند که معبر جنگلی چند هزار ساله است.
او مي گويد:« مردم امروزه می دانند که ممکن نیست در شهرها و در زندگی مدرن از دست مواد نگه دارنده سمی و گاز های مضر و هوای آلوده رهایی یابند، ولی دوست دارند و می‌خواهند چند روز تجربه کنند که گذشتگان چگونه بودند و چگونه زیستند.
لبنیات محلي را که که رنگ هیچ کارخانه و ماشیني ندیده و در مقابل چشمانشان تولید شده را میل كنند و تشکر کنند از گاو و گوسفند‌هایی که با چرا در جنگل و چراگاه‌های طبیعی، این برکات سالم را در اختیار ما قرار می دهند.»
به دليل فراواني گل و گیاه انواع مربا‌جات از قبیل مربای بهار نارنج، تمشک، پرتقال، گل و بسیاری دیگر تولید می‌شود که در فروشگاه خانه گلی به فروش می‌رسد. همگی آنها خانگی است و توسط خانم های محلی با ترکیبات محلی تولید می‌شود.
غذاهای محلی منحصر به فرد خانه گلي نيز تفاوتهای آشکاری با دیگر غذاهاي شمالي دارد؛ غذاهايي مانند میرزا قاسمی، باقالا قاتق، ترشه تره، شیرین تره، پنیر برشته، خورشت فسنجان، خورشت آلو و انواع خورشت‌ها و غذا های محلی پخته شده در ظروف سنتی و بر روی آتش هیزم كه همراه با محصولات کاملاً مخصوص وطبيعي چلاسر و جل در رستوران خونه گلی که توسط بانوان همسایه خونه گلی پخته می شوند.
یکی دیگر از کار‌های منحصر به فرد خونه گلی ترتیب آموزش اسکی روی آب است. ملكي از دوازده سالگی به ورزش اسکی روی آب پرداخته و هنگام تحصیل در اروپا از برترین‌های اسکی روی آب بوده است.
در تابستان‌ها او گروه‌هاي توريستي ايراني و خارجي را به كنار ساحل برده و امكانات تفريحي خوبي در اختيارشان قرارد مي‌دهد. البته در قایق و کنار دریا از مهمانان و توریست‌ها با نوشابه‌های محلی گرمي مانند گل‌گاوزبان و نوشدنيهاي سردي چون شربت نعناع و دوغ های محلی پذیرایی می‌كند. در آنجا امکان صید ماهی در دریا و رودخانه شیرود نيز برای علاقه‌مندان فراهم است.
ملكي در باره خانه گلي مي‌گويد:« در سال 81 اولین گام را برداشتم و شروع به ساختن خانه‌ای نمودم که سنت گذشتگان ما در گیلان و مازندران بود.
برای ساختن خانه گلی به مشکلات بسیاری برخوردم. از آن جمله استادکاراني که برای کار نیاز داشتم؛ آنها تعدادی آدم مسن بودند که آخرین دست‌رنج‌های خود را می‌ستودند و به آنچه که امروز با نام ويلا در همه جا می دیدند، می‌خندیدند.
جمع کردن این جمع کهنسال خوش دست کاری بس دشوار بود. مرحله بعد بدست آوردن مصالح ساختمانی بود که در روزگار سیمان و آهن، یافتن آنها نیز کاری بسيار دشوار بود.
شروع به گشتن کردم و از خانه های سنتی و گلی قدیمی چوبهای لازم را گرد آوری کردم و کمی هم از جنگلهای زیبا و سبز قرض گرفتم. چوبهای بلوط، گردو و توسکا که نقش‌های خود را در اسکلت و نمای ساختمان به همگان نشان مي‌دهند.
ولی در هر صورت مجبور شدم مقداری هم نراد روسی بخرم که ای کاش می توانستم ایرانی آن را تهیه كنم. هر روز که استاد کاران مشغول کار بودند، خود نیز با لذت و عشقی فراوان به آنها کمک می کردم، چوب می بردیدم و کاه گل را با لگد‌های استوار می‌کوبیدم.
کاه گل های خوشبو که به رنگدانه های چای و ساقه شالی برنج آغشته بودند بنایی را پوشش دادند که قرنها سرنوشت‌ها را در خود ساخته بودند.»
خانه گلی در باغ چای قدیمی است که از سال 1315 تفریحگاه خانواده ملكي بوده و از سال 82 به آن نهال‌های مرکبات اضافه شده است. اين خانه بین دو روستای زیبای چلاسر و جل چلاسر از توابع دهستان سلیمان آباد تنکابن است كه با چشم اندازی بی نظیر به جنگل‌های انبوه و دریای خزر در جبهه شمالي البرز مرکزی قرار دارد.
اقامت درخانه گلي با انواع برنامه های پیاده روی سبک ، جنگل پیمایی تا قله نوردی سنگین، دوچرخه سواری، بازدید از جاذبه های توریستی از جمله کارگاه سفالگری سنتی، امکان یادگیری درست کردن و خریداری ظروف و تزیینات سفالی بومی، بازدید از چادرشب بافی سنتی و گفتگو با مردمان قدیمی که کلی خاطرات از گذشته های این دیار دارند، بازدید از آثارتاریخی و گبرستان چند هزار ساله، آبگرم سادات شهر و سخت سر، امکان بازدید از نبرد گاوهای محلی، بازدید از بازار ماهی فروشان و چوب زنی ماهی و برنامه های تفریحی دیگري همراه است.
بوم گردي نوعي از گردشگري است كه بر پايه توسعه، معرفي، حفظ و احيا جامعه بومي و محلي قرار دارد و اين خانه گامي بسيار موثر در اين عرصه برداشته است.
اشكان بروج

Monday, August 3, 2009

ای ایران، ای مرز پر خطر


با ملودی "ای ایران، ای مرز پر گهر" خوانده شود:
ای ایران ای مانده درخطر
شب در آید میرسد سحر
ننگین ماند چهره بدان
نام ایرانٍ تو جاودان
ای دولت سیاه زشت اهرمن نژاد
خیزش وطن دهد فریب تو بباد
آتشفشان این میهن است
گور تو و اهریمن است
ایران زمین، کی مانده درسلطه ناکسین
بر دشمنش تا ابد ننگ وکین
جهل و نیرنگ پشت تو شکست
فرزند میهن به غم نشست
نیرنگ بازان را زبون کنم
من پشت تو سرنگون کنم
در نکبت و جنون تپیده مام میهنم
میهنم، خدا خدا خدای میهنم
با عزم خود بر می کنم،
هرآفت از این میهنم
ایران زمین، کی مانده در سلطه ناکسین
بر دشمنش تا ابد ننگ و کین
بر جا جایت لاله خرمن است،
بر هر کویت کشته من است
صدها دیگر بین که زنده اند،
دل از جان بهر تو کنده اند
ای دولت سیاه زشت اهرمن نژاد
خیزش وطن دهد فریب تو به باد
آتشفشان این میهن است،
گور تو و اهریمن است
ایران زمین، کی مانده درسلطه ناکسین
بر دشمنش تا ابد ننگ و کین http://img.piqlet.com/aazaadi.gif

Thursday, July 23, 2009

جشنواره آواهای باستانی


جشنواره آواهای باستانی
اجرای موسیقی اقوام ایرانی در ارتفاعات الوند

  ·   ديدني ها:  غار عليصدر؛ بزرگترين غار آبي جهان،جشنواره آواهای باستانی،  تپه تاریخی هگمتانه ، آرامگاه بابا طاهر ،  بوعلي سينا ،کتیبه های هخامنشی و آبشار گنج نامه ، میدان میشان ، کارگاه سفال و سرامیک لالجین و قله زیبای الوند .

    ·    نوع ودرجه بندي :  آشنایی با فرهنگ موسیقیایی کهن ایران ، طبیعت گردی و دیدار از آثار تاریخی وفرهنگی
اجراي برنامه هاي موسيقي

-       گروه استاد فرج عليپور

-       گروه عاشيق حسن اسكندري به همراه رقص لزگي

-       گروه هزار دستان به همراه دوتار نوازي و رقص چوبي

-       گروه مهرگاه به همراه تنبور نوازي و رقص كردي

-       و....

   ·   خدمات : اتوبوس ویژه توریستی ، 3 وعده صبحانه ، 3 وعده ناهار ، 2 وعده شام و پذيرايي بين روز ، اقامت در هتل یا هتل آپارتمان(در حد 3 ستاره) تله کابین گنجنامه ، راهنما  ، راهنمای کوهستان و مسئولین تدارکات ، تمامی ورودیه ها  و پوشش بيمه  (40 میلیون تومان دیه کامل و یک میلیون تومان هزینه پزشکی)          

· مدت برنامه : 3 روز و 2 شب  از تاريخ 21/5/88 الی 23/5/88

· تاريخ  حركت : ساعت 5:00  صبح روز 21/5/88

·  هزينه:  -/ 1980000 ريال و با استفاده از تشک اضافه -/1850000 ريال

·  برنامه سفر:

      روز اول : گروه A :  حركت از تهران رأس ساعت5  صبح ، بازديد ازغارعليصدر  و کارگاه های سفال و سرامیک لالجین در بین راه ، دیدار از گنج نامه ، حرکت با تله کابین  به سوی میدان میشان ، اجرای مراسم موسیقی جشنواره  در طبیعت ، صرف شام ، بازگشت و اقامت در شهر(هتل) گروه B  :  علاقه مندان به صعود قله الوند  می توانند در پناهگاه اقامت داشته و برنامه صعود قله را اجرا نمایند .     

      روز دوم : بازدید از بنای یادبود بوعلی سینا وبابا طاهر عریان ، شهر کهن  هگمتانه و اماکن تاریخی شهر ، صرف ناهار، حرکت با تله کابین به سوی میدان میشان ، اجرای مراسم  موسیقی جشنواره ، صرف شام ، بازگشت با تله کابین ، اقامت در شهر(هتل)

      روز سوم : پس ازصرف ناهار و بازگشت به تهران

 ·          مهلت و نحوه ثبت نام : ثبت نام حداكثرتا پايان وقت اداري روز 15/5/88  
    * توجه :    1.  ارائه بليت يا فيش بانكي به سرپرست سفر ، هنگام حركت ، الزامي است.

   2. دریافت برنامه سفر و امضای قرارداد  مربوطه ، توسط شرکت کننده و تسلیم آن به شرکت ، هنگام ثبت نام الزامی است ؛ مسئولیت امضاء قرارداد و تحویل

برنامه سفربه افرادی که گروهی ثبت نام می کنند ، بر عهده نماینده گروه است.

   3. لطفاً حداکثر وزن کوله پشتی خود را به میزان 15كيلوگرم تنظیم فرماييد ؛ همچنين مسئوليت حفاظت ازاموال شخصي در طول سفر بر عهده شركت كننده است برنامه هاي  اعلام شده ونحوه اقامت ، با توجه به شرايط آب وهوايي وساير عوامل محيطي يا فني قابل جابجايي است .
   4.    چنانچه شركت مجبور شود در اثرشرايط محيطي (مثل ترافيك) يا حوادث غير مترقبه بخشي از برنامه را ابطال كرده و خارج از چهارچوب اعلام شده در برنامه سفر ، نسبت به رزرو هتل يا كرايه وسايل نقليه يا هرگونه عمل لازم ديگر ، اقدام كند . هزينه آن برعهده شركت كننده خواهد بود . 
   5. اختصاص اتاق 1،2 و...نفره به افراد در هتل و نیزنحوه استقرار افراد در خانه محلی یاچادر، بستگی به ترکیب نفرات تور و ظرفیت هتل یا خانه محلی دارد که مطابق با ماده های 11و12قرارداد سفر عمل می شود .
   6. درصورت انصراف تا 15روز قبل ازاجراي سفر 100%  ، از15 تا 10 روز قبل 60%  و از 10 تا 7 روز قبل 40% مبلغ قابل بازپرداخت خواهدبود؛پس ازآن هيچ گونه وجهي مسترد نخواهد شد ( مطابق با ماده3 قرارداد سفر) .
   
لوازم ضروري : كارت شناسايي ( شناسنامه برای خانواده ها) ، دارو،كرم ضدآفتاب ولوازم بهداشتي شخصی ، ليوان و آب معدنی ، كفش راه پيمايي سبك ، لباس گرم ،چراغ قوه ، كولة يك روزه ، بادگير ،‌كلاه وعينك آفتابي (افرادی که مایلند قله را صعود کنند لوازم کوه لازم است )  .                             

 .....

Saturday, July 4, 2009

زيارت پارس بانو

از 13 تا 17 تير ماه زيارتگاه پارس بانو ميزبان زايرين خود از سرتاسر ايران است؛ اين زيارتگاه در نزديكي شهر عقداي يزد قرار دارد.
خبرگزاري ميراث فرهنگي_گردشگري_اشكان بروج_13 تا 17 تير ماه زيارتگاه پارس بانو ميزبان زايرين ايراني است كه به شهر عقدا مي‌آيند تا زيارت پارس بانو را به جا آورند.
زيارتگاه پارس بانو در دامنه كوهي نزديك جنوب شهر عقدا در 112 كيلومتري شمال غرب يزد در محلي به نام ارجنان (زرجو) واقع شده است.
روستای زرجو در مسیر یک دره¬ باریک قرار گرفته و کوه¬های اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانه¬ی فصلی ساخته شده ، به صورت گنبدی از کاشی کاری¬هایی به رنگ سبز و با نماد "سرو" شکل گرفته است.
در عبور از جاده تهران- يزد نيز پس از عبور از عقدا، اولين دهكده در سمت راست جاده روستاي شمس آباد است كه به سوي پير بانو مي‌رود.
در دامنه¬ مجاور نیایشگاه خیله¬هایی ساخته شده تا خانواده¬ها در زمان ویژه¬ زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد براي سكونت موقت از آنها استفاده كنند.
در باور مردم اين نيايشگاه جايگاه جان باختن و ناپديد شدن شهبانوي پارس "خاتون بانو" دختر يزدگرد ساساني است. شهبانو در خواب نابينايي نمايان شده و پس از شفاي چشمان او به او امر مي كند تا پير بانو را بنيان گذارد .
زرتشتيان به مدت 5 روز در تاريخ ياد شده به گرد هم آمده و به درگاه پروردگار نيايش مي‌كنند و آيين هاي ديني و سنتي خويش را به جاي مي‌آورند.
اي پير با مهر و صفا،الگوي پاكي و وفا
رنجيده ازجور و جفا،در جستجويت آمدم
اي پارس بانوخسته ام غمگين ودل شكسته ام
برلطف تو دل بسته ام،من درحضورت آمدم
اي بانوي ايران زمين اي خفته در اين سرزمين
برحلقه اش همچون نگين،درزرع جويت آمدم
خاتون بانوها تويي، آواره ام مأوا تويي
درمان و داروها تويي ،اينك به كويت آمدم
اندر دل اين كوهها ماندي غريب اي آشنا
هستي غريبان را پناه زين رو به سويت آمدم

دهم تيرماه، جشن تيرگان و اسطوره آرش


دهم تيرماه مصادف است با پيدايش اسطوره پارسي آرش كمانگير و در ايران باستان اين روز را جشن تيرگان مي‌ناميدند؛ پيروزي تشتريشت (ايزد باران) بر اپوش (اهريمن خشكسالي) و ديگري تيرانداختن آرش، پهلوان ايراني از فراز دماوند به سوي جيحون كه تثبيت مرز ايران با توران را در پي داشت.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ميراث فرهنگي_ سيزدهمين روز در هر ماه زرتشتيان " تير يا تشتر " نام دارد.
در ماه تير هنگامي كه روز تير فرا مي رسد آن روز را جشن تير گان مي نامند. اين جشن از بزرگترين جشنهاي ايران باستان است.
این جشن در کنار آب­ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش رو همراه بوده و همچون دیگر جشن­هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی "آبریزگان" یا "آب پاشان" یا "سر شوران" یاد شده‌است.
در روايات آمده است در زمان منوچهر شاه پيشدادي هنگامي كه افراسياب توراني بر منوچهر پيروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود، طرفين حاضر به سازش شده و قرار بر اين شد از قله دماوند آرش، جوان دلير ايراني تيري به چله كمان نهد و آن را پرتاب نمايد.
احسان يارشاطر، به نقل از متن اوستايي تشتريشت و آثارالباقيه  ابوريحان بيروني مي نويسد: ميان ايران و توران سال ها جنگ و ستيز بود.
در نبردي كه ميان افراسياب توراني و منوچهر- شاه پيشدادي- در گرفت، سپاه ايران در مازندران به تنگنا افتاد. عاقبت دو طرف به آشتي رضا دادند و براي آنكه مرز دو كشور روشن شود و ستيزه از ميان برخيزد، پذيرفتند تا از مازندران تيري به جانب خاور پرتاب كنند؛ هر جا تير فرود آمد، همان جا مرز دو كشور باشد ..
اسفندارمذ ( فرشته زمين) به آرش گفت تا كمان بردارد و آن گاه آرش بر قله كوه دماوند رفت و به نيروي خداداد، تير را با تمام توان از شست رها كرد و خود، بي جان بر زمين افتاد. اهورامزدا به فرشته باد فرمان داد تا تير را نگهبان باشد و از آسيب نگه دارد.
تير از بامداد تا نيم روز در آسمان مي رفت و نيم روز در كنار رود جيحون بر ريشه درخت گردويي كه بزرگ تر از آن در عالم نبود، نشست.
پس از آن آنجا را مرز ايران و توران قرار دادند و هر سال به ياد آن روز جشن گرفتند.
داستان ديگري كه درباره جشن تيرگان آمده آن است كه در زمان ساسانيان و پادشاهي فيروز، هفت سال در ايران خشكسالي روي داد و در چنين روزي مردم روي به بيابان آوردند و با نيايش خود از پروردگار آرزوي باريدن باران كردند .
پس از دعاي مردم و پيروزي تشتريشت (ايزد باران) بر اپوش (اهريمن خشكسالي) بارش باران شروع شد و به شادي آن در چنين روزي ايرانيان بر يكديگر آب مي‌پاشند.
آيين برگزاري جشن تيرگان بدين گونه است كه چند روز پيش از جشن تيرگان تمام درون و برون خانه را پاكيزه كرده و صبح روز جشن همه آب تني نموده و لباس نو مي پوشند.
دستبند تير و باد
در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام "تیر و باد" که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند كه شايد نشانه رنگهاي رنگين كمان بوده و به اصطلاح آن را نشانه تير و كمان آرش مي‌نامند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد از جشن) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.

این کار با خواندن شعر زیر انجام می‌شود :

تــيـــر بــرو بــاد بــیـا       غــم بــرو شـادی بـیا
محنت برو روزی بیا        خـوشه مروارید بیا

فال کوزه
یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی"فال کوزه" يا "چکُ دولَه" است.
روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه ای را بر می‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.
اشكان بروج