Saturday, January 30, 2010

جشن سده


"سده" جشن باستاني و پايدار ايرانيان 
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان. در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. 
هنوز در روستاهاي جنوب شرقي ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده مي شود؛ يعني جشن سده صد روز پس از يکم آبان و 50 روز به نوروز برپا مي شود. برخي از پارسيان هند و تاجيکيان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهاي شرق ايران، افغانستان و آسياي مرکزي بوته خشک را آدور مي خوانند). از سده به بعد، از ميزان شدّت برودت كاسته مي شود.
   
مراسم جشن با هزاران سال پيش تفاوت نكرده است. مردم، هركس برحسب توان خود، مقداري هيزم اهداء مي كند و در زميني باز آتش برپا مي شود و حاضران بر گرد آن به شادي مي پردازند.
    
نظامي در توصيف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
    
رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادي دويدند از هر كنار.
    
آريايي ها ي آسيا و اروپا هميشه روشني و گرمي را كه خورشيد و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنايات خدا دانسته و احترام گذارده اند.
    
فردوسي جشن سده را آتش پرستي نمي داند و برپاكنندگان آن را چنين توصيف كند:
 
مپندار كاتش (كه آتش) پرستان بدند (بودند - کنايه از اين که جشن سده را آتش پرستان به وجود نياورده اند(
    
 
جشن سده را به هوشنگ پيشدادي نسبت دهند . فردوسي در اين زمينه گويد :
    
به هوشنگ ماند، اين «سده» يادگار ـــ بسي باد چون او دگر شهريار

  جشن سده جشن پيدايش آتش است. در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه پیشدادی داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي مي‌رفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و فروغ (جرقه‌اي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن سده اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد           هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ          دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين                   نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد          همين آتش آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد آنشب و باده خورد      "سده" نام آن جشن فرخنده كرد


    سده را قبلا «سدك» مي گفتند. ابوريحان نوشته است كه صد روز پس از آغاز سرما) يکم آبان)، «سده» و پنجاه روز بعد از سده، نوروز است و از سده تا درو كردن جو و به دست آمدن گلابي بهاره (موسوم به «جو رس») نيز صد روز است.
    
اهميت جشن سده براي ايرانيان كه آن را در رديف آيين هاي نوروز و مهرگان قرار مي دادند به حدي بود كه در دوران ساسانيان، شاهان وقت بدون تشريفات در ميان مردم در اين مراسم شركت مي كردند. پس از حمله عرب، «مرداويز» را احياء كننده اين جشن در قرون وسطا خوانده اند كه در اصفهان آن را از سر گرفت.
    
چراغاني و روشن كردن شمع را به مراسم «سده» نسبت مي دهند. در افسانه هاي كهن ايران آمده است كه متهمان براي اثبات بيگناهي از روي آتش شعله ور عبور مي كردند و هزار سال پيش از ميلاد، سياوش هم كه متهم شده بود براي اثبات بي گناهي خود از آتش عبور كرد.
    

Saturday, January 23, 2010

چرا به ما میگن جهان سوم یا عقب مانده ؟





این دو تصویر را می بینید:
اولی برای خیابانهای پشت برج ایفل در پاریس است که خودم گرفتم.
دومی مربوط به چند ماه پیش در پیاده روهای ولی عصر است که خدا رو شکر همه این صحنه ها و یا بدترش رو دیدین.
حالا بیاییم مقایسه کنیم که این ماشین تنها و فقط تنها مخصوص درست کردن چند موزاییک و بخشی از جداول گوشه خیابان های پاریس است. میبینید که یک صفحه مخصوص سیمانی برای درست کردن ملاط با کلی کیسه بغلش تعبیه شده که مبادا جایی لکی یا کثیفی باعث آزار خاطر مردم فرانسه و یا گردشگران بشود.
در حالی که خیابانهای تهران به سادگی تبدیل به یک خرابه میشوند و کلی گردشگر میاد (البته کلی منظورم همون 2-3  تا با مارکوپلو که جاسوسه) و این صحنه هارو میبینه و بعد ما با خودمون میگیم : "چرا گردشگر به ایران نمیاد؟ "

Wednesday, January 20, 2010

چی بگم من؟ قضاوت با شماست


فکر کنم جان یک نفر را نجات دادم....شما چطور؟



Blood Clots/Stroke


سکته مغزی به دلیل لخته شدن خون در رگ


STROKE: Remember the 1st Three Letters.....S.T.R.
سکته مغزی


STROKE IDENTIFICATION


نشانه های سکته مغزی

It only takes a minute to read this...

خواندن این متن فقط چند دقیقه طول می کشد

A neurologist says that if he can get to a stroke victim within 3 hours he can totally reverse the effects of a stroke..! ..totally. He said the trick was getting a stroke recognized, diagnosed, and then getting the patient medically cared for within 3 hours, which is tough.

یک متخصص مغز و اعصاب می گوید چنانچه شخصی را که سکته مغزی کرده در کمتر از 3 ساعت ببیند می تواند عوارض سکته مغزی را بطور کامل اصلاح کند.. "بطور کامل". او می گوید نکته این است که سکته مغزی شناخته شده، تشخیص داده شده و بیمار در کمتر از 3 ساعت به مراکز درمانی رسانده شود.

RECOGNIZING A STROKE

شناخت سکته مغزی

Thank God for the sense to remember the '3' steps, STR . Read and Learn!
شکر خدا فقط سه کار برای تشخیص کافی است. بخوانید و به یاد بسپارید
Sometimes symptoms of a stroke are difficult to identify. Unfortunately, the lack of awareness spells disaster. The stroke victim may suffer severe brain damage when people nearby fail to recognize the symptoms of a stroke..
گاهی شناخت علائم سکته مغزی مشکل است.. بدبختانه از هوش رفتن بیمار مشکل را بدتر می کند. شخصی که سکته کرده ممکن است در شرایط بسیار خطرناکی قرار داشته باشد اما اطرافیان نمی توانند مشکل را تشخیص دهند.
Now doctors say a bystander can recognize a stroke by asking three simple questions:

پزشکان می گویند اطرافیان با پرسیدن سه سؤال ساده می توانند سکته مغزی را تشخیص دهند

S *Ask the individual to SMILE.

از بیمار بخواهید که لبخند بزند
T *Ask the person to TALK and

SPEAK A SIMPLE SENTENCE (Coherently)

از بیمار بخواهید یک جمله ساده را بطور پیوسته بگوید.
(I.e. It is sunny out today.)

(مثلاً، امروز هوا آفتابی است)
R *Ask him or her to RAISE BOTH ARMS..

از او بخواهید که هر دو دستش را بلند کند

If he or she has trouble with ANY ONE of these tasks, call emergency number immediately and describe the symptoms to the dispatcher.

اگر بیمار در انجام دادن هر یک از سه مورد فوق با مشکل روبرو شد بلافاصله با اورژانس تماس گرفته و این علائم را برای مسئول اورژانس توضیح دهید

New Sign of a Stroke -------- Stick out Your Tongue

نشانه جدید سکته مغزی...

زبانت را بیرون بیاور

NOTE: Another 'sign' of a stroke is this: Ask the person to 'stick' out his tongue.. If the tongue is 'crooked', if it goes to one side or the other, that is also an indication of a stroe.

توجه: یکی دیگر از نشانه های سکته مغزی این است که از بیمار بخواهید زبانش را بیرون بیاورد. اگر زبانش کج و معوج بود و یا به طرفین دهان متمایل شد نشانه سکته مغزی است.

A cardiologist says if everyone who gets this e-mail sends it to 10 people; you can bet ! That at least one life will be saved..

یک متخصص قلب می گوید اگر هرکس که این ایمیل را دریافت می کند آن را برای 10 نفر بفرستد حداقل یک نفر از مرگ نجات پیدا می کند.

I have done my part....will you?



Sunday, January 17, 2010

بد شانس ترین نسل تاریخ ایران



بد شانس ترین نسل تاریخ ایران!!؟


چون تو نوزادیمون شیر خشک نایاب شده بود …
بچگیمونم که دوران جنگ بود …
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن … نظام قدیم, نظام جدید, نظام خیلی جدید …
رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن …
فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد …
عاشق شدیم گشت ارشاد رو سرمون خراب شد …
ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد …
ازدواج کردیم تورم کمرمونو شکست و روزگارمون سیاه شد …
بارالها! دیگه حالی واسمون نمونده که به راه راست هدایت شیم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن!

Friday, January 15, 2010

تصویری از کوروش بزرگ در برابر اجساد پانته آ و آبراداتاس


تصویری از کوروش بزرگ در برابر اجساد پانته آ و آبراداتاس
 این مطلب از یکی از دوستانم به دستم رسید و برای خودم بسیار جالب بود:

بدون شک تابلویی که در زیر می بینید روایت کننده یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن 18 است. حقیقت این است که با دیدن این تابلو و نبودن هیچ توضیحی برای آن بسیار کنجکاو شدم تا ببینم که موضوع چیست و البته با جستجو در سایت های فارسی به روایات متناقضی از این داستان برخوردم اما متوجه شدم که همه روایات ازیک منشا یعنی لغت نامه دهخدا هستند که چون به صورت تکه تکه نقل شده اند متناقض به نظر می رسند .
اما من برای شما خلاصه ای از منبع اصلی یعنی لغت نامه دهخدا زیر عنوان نام پانته آ می آورم به امید اینکه لذت ببرید و نیز پند بگیرید!
شایان ذکر است که دهخدا نیز بر اساس روایت گزنفون نقل می کند:



داستان از این قرار است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.
چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار برای من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.
در این هنگام اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد! اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم …
ندیم کوروش که مردی بود به نام آراسپ و پانته آ را به او سپرده بودند عاشق این زن شد و خواست که از او کام بگیرد. به ناچار پانته آ از کوروش درخواست کمک کرد و کوروش نیز آراسپ را سرزنش کرد و زن را از دست او نجات داد و البته آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای آن کار به دنبال آبراداتاس رفت (از طرف کوروش) تا او را به سوی ایران فرا بخواند .
سپس آبرداتاس به ایران آمده و از ما وقع اطلاع حاصل یافت. پس برای جبران جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند در هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: << قسم به عشقی که من به تو دارم و عشقی که تو به من داری… کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم … >>
خلاصه اینکه در جنگ مورد اشاره آبراداتاس کشته می شود و پانته آ به بالای جسد او می رود و به شیون وزاری می پردازد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش می کند که  مواظب باشند کاردست خودش ندهد . شیون و زاری این زن عاشق هنوز در گوش تاریخ می پیچد و تن هر انسانی را به لرزه در می آورد که می گفت :<< افسوس ای دوست باوفا و خوبم ما را گذاشتی و در گذشتی … به درستی که همانند یک فاتح در گذشتی >>
پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپارد .
هنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تایلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی  به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شود.



Tuesday, January 12, 2010

سایتهای بسیار نیکو برای ایرانشناسی



اینارو تازه پیدا کردم
منابع آنلاین انگلیسی و فارسی درباره ایران باستان هستند که خیلی منطقی و مستدل هستند
حتما یک نگاهی بیاندازید
http://www.persepolis3d.com/
 http://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/iranian/Zarathushtrian/achaemenian_zarathushtrian.htm
http://www.avesta.org/dhalla/dhalla1.htm
http://www.bips.ac.uk/
http://www.britishmuseum.org/explore/galleries/middle_east/room_52_ancient_iran.aspx

زمانهای مناسب برای نوشیدن آب



Correct timing to take water will maximize its effectiveness to Human body:


Two (02) glass of water - After waking up - Helps activate internal organs


One (01) glasses of water - 30 minutes before meal - Help digestion


One (01) glass of water - Before taking a bath - Helps lower blood pressure


One (01) glass of water - Before sleep - To avoid stroke or heart attack