Monday, October 25, 2010

و سکوت کویر شکسته شد


در این ماه 2بار به دونقطه از دشت کویر رفتم. یکبار به منطقه نطنز و به روستای متین آباد در غرب دشت کویر، برای افتتاح کمپ کویری متین آباد و دیگری برنامه 3روزه پایان هفته گذشته به جندق و گرمه در شرق این دشت.
اما اکو کمپ کویری متین آباد
صبح با بچه های معاونت گردشگری رفتیم به سمت امامزاده آقا علی عباس در باد رود. بعد از معطلی ها خلاصه سر ظهری رسیدیم. تا خود کمپ 3 تا  3 ساعت و نیم راه است.
از آقا علی عباس کمتر از 15دقیقه تا متین آباد داریم. تابلوی راهنما برای کمپ همه جا هست.
برای اولین بار بود دیدم که یک جای اکوتوریستی درست و درمان ساخته شده است. البته این است جادوی بخش خصوصی. اگر حمایت دولت باشد و تخصص و نیروی بخش خصوصی، ببین چه گلستانی شود این آواره وطن ما.
جای زیبایی است: بهشتی در دروازه کویر. مکان اقامت بدین شکل است که یک شاه نشین و رستوران سنتی و دوبازوی یک کاروانسرا مرمت شده و به مکان اقامتی برای مسافران تبدیل شده اند. اتاقها 2 تخت دارند و در عین مدرنیته پوشش سنتی خود را حفظ کرده اند.
در جلوی این دو بازو یک استخر آبی رنگ زیبا که پر از هندوانه و خربزه و گل بود قرار دارد. دوچرخه ها و یک Quadro برای میهمانان کمپ.
و در اطراف منظره ای زیبا: مزرعه شترمرغ، مزارع زیتون و انار، باغهای کوچک به و سیب،کرت صیفی جات.
و تمامی محصولات در سبد غذایی گردشگران. ناهار به سبک محلی در رستوران مجتمع.
برادران واقفی از همین دیار برخواستند و آمدند تا جان تازه ای به یادگار کودکی خود بدهند. با کمک مردم همان محل.
مردم اینجا همه متینند. مزرعه شتر با  کلی شتر برای شتر سواری مسافران کویر.چند قفس برای پرندگانی چون اردک و مرغ و کبک و بوقلمون.
همه چی اینجا ارگانیک است، یعنی از همان جا برای همان جا، حتی تخم مرغ ها و این ها همه از برکت گردشگری و مهندس واقفی است.
مردم راضیند و چشم به راه گردشگران. نوجوان ها امید دارند خارجی ها بیایند...می خواهند زبان یاد بگیرند تا بتوانند خودشان انها را راهنمایی کنند. عجب طلسمی است این گردشگری.
چادرهایی سفید در کنار هم بر روی چند سکو؛ در کنار رمل ها. بعد از بهشت کمپ، برزخ کویر شروع می شود. رصد در شب شما را به کهکشان می برد. و سکوت..............................هیس.
اما برای رد دشمنان جان یعنی مار و عقرب چه کردند: شیره تنباکو را بر درختان و در کنار چادرها ریختند تا هم سمپاشی طبیعی و بدون مواد شیمیایی باشد و هم حیوانات گزنده نزدیک نشوند.
سیستم های بهداشتی تمییز، آبگرمکن خورشیدی و کلی کار نو و خوب که امید به آینده را برای ما زیاد می کند.
اما گرمه، فرحزاد، مصر و جندق
مطلبم طولانی شد. اما بگذارید در هفته نامه تعطیلات نو هفته دیگر کمی از آن بگویم.
اما سفر خوبی بود. درست است که 135 نفر آدم رفتیم برای کویر اما در کنار تخریبی که شاید نه تنها فیزیکی بود تخریبهای زیست محیطی و فرهنگی و اجتماعی زیادی به منطقه وارد کردیم. راضی نبودم برم ولی باید می رفتم تا دوستان خوبی را که پیدا کردم، می یافتم.
آدمهایی مثل خواهران زینبیون، محسن ادیب و دوستان گل تر از خودش، الهه و همکارانش، دیداری تازه با مازیار آل داوود، آقای طباطبایی و پسرانش حسین و علی و حسن، آقای شکیب و استاد رهی و خیلی از مسافران خوبی که با آنها چند روزی زندگی کردیم. سلین عزیز، بودن و کار با ژاله، فرشاد، عباس، حسین عصری، ارژنگ، وحید و الهام گوران...شبکه خبر.
خلاصه بگذارید بعد براتون سفرنامه جدا از این سفر بگذارم چون برای خود جریانها دارد.
الان خوابم میاد شدید.
راستی هفته آینده ویژه نامه " تعطیلات نو" درباره کویر خواهد بود.
به نشانه اعتراض عکس نمی ذارم دیگه. ولی چه عکسهایی گرفتم......جاتون خالی.

Sunday, October 24, 2010

تعطیلات نو سرانجام چاپ شد

سرانجام بعد از 3 ماه مجوز نشر هفته نامه " تعطیلات نو" که به خاطر دلایل بیهوده، کلی وقت و خبرهایمان سوخت صادر شد.
از شنبه اول آبان در باجه های روزنامه فروشی می توانید هر هفته این نشریه را با قیمت 500 تومان تهیه کنید.
اوستا تفرشی و ارس آریا منش هم باز اسامی مستعار من است. منتظر نظرات، انتقادات و پیشنهادات شما دوستان خوبم هستم. 

Sunday, October 17, 2010

منشور کورش و داستان نمایش آن

منشور کورش و داستان نمایش آن

در نهایت رفتم و لوح جد بزرگوار را که در بابل بود و اصلا هیچ ربطی به ایران نداشت و فقط سند جهانی بودن کورش و امپراطوری هخامنشی بوده و منشور حقوق بشر اون موقع و نه الان ایران................خلاصه دیدم.
اول یه توضیح کوچک درباره ورود و نکات امنیتی:
خیلی خوشحال بودم که می دیدم اول هفت این همه آدم و این همه خارجی تو موزه هستن.
ایران باستان تازه شده بود موزه.
یه راهنمای کاغذی  که نقشه موزه بود و مسیر حرکت در کنار بلیط فروشی؛ نفری 1000 تومان. راهنمایان رایگان و خبرنگاران نیم بها.
 بخش امانات که کیف و موبایل رو می گیرن که کارهای خلاف نکنین.
وارد سالن می شوید: اول یک گیت بازرسی و بعد اسکن دستی و ورود به سالن اصلی.
دیدم تمام محفظه ها عوض شده و یک رنگ و رویی گرفتن. یک ذره سازمان یافته تر شده بودن.
سالن پر بازدید کننده: اسپانیایی، آلمانی، دخترهای راهنمایی و دبیرستانی گروه های کوچک مردم.
بالاخره موزه ایران باستان رنگ ملی گرفت.
با دوستانم یک چرخکی زدیم و به یک نکته جالب پی بردم: دیگر کارکنان موزه احساس بی خودی بودن نمی کردن. دیگه همه کار میکردن. دیگه موزه، موزه بود.
خلاصه رفتیم طبقه دوم دنبال لوح آقام کورش. یه چیزهایی دل آدم را آشوب میکند. در کناره پلکان تصاویر چاپ شده سربازان گارد جاویدان را زده بودند روی دیوار.
 بابا به خدا اگر یک دکور بزنید تا بی نهایت می توانید از اون استفاده کنید. چرا سنگ و چوب نه خانم اردکانی؟ بعد رسیدیم به سالن بالا دیدم همون دکور چوبی که انتظار داشتم را با المان های هخامنشی پیاده کرده بودند. سالن های تخت جمشید و فضای آنجا ولی چند تا عکس به درد نخور در پیت از تخت جمشید روی پارچه چاپ کرده بودند و زده بودند در کنار این دکورها.
بابا لا مذهبا این همه عکس با کیفیت خوب چرا این ها رو می زنید برای چنین نمایشی؟
باز هم سوتی های دیگر: مجسمه سرباز هخامنشی با سبیل تابیده! ای خداااااااااااااااااااااا  !
پلکان ورودی تخت جمشید با عرض 30 سانت.....؟ آره عجیبه.
حالا یه چیز دیگه: در هیچ جای در و دیوار که کلی نوشته درباره کورش و منشور و چگونگی کشفش بود که همگی توسط موزه بریتانیا ترجمه شده بود(نکته اینجاس) حتی یک راهنما یا تابلوی انگلیسی نبود. بدبخت گردشگران خارجی بدون راهنما که پیش من هم بودند و مبهوت و نادان نمی دانستند چه کنند!
خلاصه گروه قبلی از سالن اومدند بیرون ما 15 نفر رفتیم داخل. فقط 3 دقیقه وقت بازدید دارید و صدایی باز هم فارسی به گفتن اراجیفی بس بی خود پرداخت.
اما صدا از کجا بود؟  
دستگاه پخش mp3  بر روی یک باند قرار داشت و باند دوم اونور سالن هر دو روی زمین. بس ضایع برای چنین دبدبه و کبکبه ای.
بگذریم......این است کارهای مدعیان بی تخصص.
بد نبود برای اولین بار و بعد از این همه سال باز هم آوردن این لوح کار بزرگی است.
برید یه سر بزنید. دیدن چنین اثری خالی از لطف نیست.
دوستان به احتمال 95% هفته آینده اولین شماره "هفته نامه تعطیلات نو " بر روی گیشه ها می آید و پرونده جالبی برای کورش کار کردیم. منتظر نظرات همه هستم.

Monday, October 11, 2010

نبودم ولی هستم

درود
کلی غر شنیدم که چه می کنی؟ کجایی؟ چرا مطلب نمیذاری؟
مدتی است که به شدت درگیر درس و کار و زندگی شدم. کمی هم سفر بودم ولی واقعا نرسیدم مطلب بذارم.
ولی من آمده ام وای وای!
اون وب سایت رو هم هنوز پیگیرم....با دوستان مشورت شده است از برای ایجاد و راه اندازی.


راستی: این هفته سمینار آبشارهای کمجل رو دارم با عکس وفیلم.  اطلاعات بیشتر برید اینجا:
http://ttga.ir/user/news/news.php?id_news=99


به زودی مطلب اولین اکو کمپ کویری ایران را می گذارم.
تا آینده نزدیک شاد باشید.

Saturday, September 25, 2010

شب، سکون، نور

حس زیبای شب کویر
در کنار جاده ای پر از ماشین های سریع
و نوای گلنار داریوش رفیعی
و دیگر هیچ......

Wednesday, September 22, 2010

نمايشگاه عكس "تا بارسلونا"

نمايشگاه عكس "تا بارسلونا"

همزمان با هفته گردشگري، نمايشگاه عكسي  با عنوان "تا بارسلونا" در گالري  جهان نماي كاخ نياوران برپا مي شود.
اين نمايشگاه در بردارنده مجموعه عكس هاي مجيد عرفانيان در بازديد از 6 كشور اروپايي است كه به نوعي بازگوكننده دريافت ها و برداشت هاي عكاس از جاذبه هاي گردشگري، فرهنگ، آداب و رسوم كشورهاي حوزه غربي اروپا شامل يونان، ايتاليا، واتيكان، فرانسه، هلند و اسپانيا است.
نمايشگاه عكس "تا بارسلونا" كه با همكاري مجموعه فرهنگي تاريخي كاخ نياوران، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور، شركت سرمايه گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري ايران(سمگا)، خانه عكاسان ايران، انجمن عكاسان ميراث فرهنگي و با مشاركت ماهنامه آريانا گردشگر برگزار  مي شود، در بردارنده تصاويري از شهرهاي آتن، رم( و واتيكان)، فلورانس، ونيز، پاريس، آمستردام، مادريد و بارسلونا است.
مراسم افتتاح اين نمايشگاه روز جمعه دوم مهرماه ساعت 18 در كاخ نياوران برگزار مي شود و بازديد عموم به مدت يك هفته ادامه خواهد داشت.
علاقه مندان مي توانند از سوم لغايت نهم مهرماه از ساعت 10 تا 20 از اين نمايشگاه بازديد فرمايند.


Tuesday, September 21, 2010

گونه شناسی غار در ایران



غار قلعه کرد


گونه شناسی غار در ایران
دوست داشتم از سفرهایم به غارهای ایران گزارشی داشته باشم. تا حالا به غارهای زیادی سر زده ام. هرکدام به گونه ای زیبایی خاصی داشته اند و یا مشخصه ای به خصوص را داشتند. با خودم گفتم بیام یه طبقه بندی کنم و ببینم هر کدام به چه شکلی هستند و چه خصوصیتی آنها را از بقیه جدا میکند. البته باید بگم که شکل های طبقه بندی متفاوتی وجود دارد و این تنها نگاه من به این داستان است.
غارها را می توان بر اساس نوع تشکیل، نام غار، موقعیت، آیینی بودن آن ها و خیلی دلایل دیگر دسته بندی کرد. می خواهم از شمال ایران شروع کنم و به جنوب کشور بروم و در این میان غارهای متفاوتی را با کاربردهای مختلف به شما معرفی کنم.
غارهای تاریخی                       غار کمر بند و هوتو- غار کرفتو
این غارها در کنار یکدیگر بر روی تپه ای مشرف به دریای خزر و در شهر بهشهر استان مازندران قرار دارند. این دو غار کوله باری از تاریخ 10 هزار ساله ایران را به دوش می کشند. آثاری مانند سفال و کوزه که در آنها پیدا شد مربوط به هزاره های قبل از میلاد است. حجاری های روی دیواره ها یادگاری از انسانهای نخستین هستند. بیشتر آثار کشف شده از این غار در موزه شهر نگه داری می شود.
غار پلکانی و چند طبقه کرفتو نیز که در نزدیکی بیجار کردستان قرار دارد کتیبه هایی از دوره اشکانیان و سلوکیان دارد که همچنان بر روی دیوار پا برجاست. همچنین نشانه هایی از حجاری های انسانهای نخستین نیز در این غار دیده میشود
غارهای آبی                                 غار علیصدر،غار دانیال و غار سهولان
غار دانیال که در ارتفاعات سلمانشهر تنکابن قرار دارد شما را به سفری هیجانی دعوت می کند. برای رسیدن به ابتدای این غار کمی پیاده روی دارید و بعد از آن سفر آبی شما با پیاده روی در آب سرد غار آغاز می شود. سفری رویایی در میان آب و سنگ. غار علیصدر یا در حقیقت آب سرد که در نزدیکی شهر همدان است. این فرصت را به شما می دهد تا بتوانید با قایق بر روی آب سفری داشته باشد و از درون قایق مناظر بی نظیر غار را ببینید. غار سهولان در مهاباد و در استان آذربایجان غربی با نور پردازی و کبوترهای چاهی خود به مهمانانش که در قایق نشسته اند خوش آمد می گوید.


غارهای هنری                                          غار موزه وزیری
تنها غار موزه ای که در همین نزدیکی پایتخت وجود دارد غار موزه وزیری است که در لویزان ،منطقه کند علیا  ودر دوراهی بوجان قرار گرفته است. استاد ناصر هوشمند وزیری که دکترای افتخاری هنر دارد در ابتکاری نو بخشی از کوه را شکافته و با ایجاد غار و تونل هایی در آن تمامی آثارش را به مانند موزه ای به نمایش در آورده است. بیشتر آثار وی در سرتاسر ایران وجود دارد که از آنجمله مجسمه های پارک جمشیدیه، لاله جین همدان، موزه رختشویخانه زنجان و... است.کارگاه، کلاس های آموزشی، محل زندگی و خلاصه تمام زندگی استاد وزیری در کنار عار موزه وی است. برای ورود به غار باید از دهان یک شیر بگذرید.
غارهای آیینی و نظامی                       غار رییس - غار خور بس
بیشتر این غارها به صورت دستکند بوده و بیشتر به دوران میتراییسم باز می گردد. این غارهای به منظور انجام آیین های مهر پرستی توسط انسان ساخته می شد.و شاید بخش کوچکی از آن طبیعی باشد ولی بیشتر ان توسط مهرپرستان حفر شده اند. غار رییس یا ریس که در نیاسر کاشان قرار دارد علاوه بر این که در گذشته های دور غاری برای نیایش مهر یا خورشید بوده است در دوران اشکانیان به دژی نظامی در زیر زمین تبدیل شده که از طریق تعقیب و گریز، هم از دشمنان فرار می کردند و هم به آنها حمله می کردند. چاهک ها و تونل های پیچ در پیچ و کوتاه این غار بسیار معروفند. غار خوربس قشم که به خربس هم معروف است از نیایشگاه های قدیمی میترایی است که اسم ان نشانه کاملی از آیینی بودن ان است. خور که به معنای خورشید است و بس همان بست نشستن برای نیایش و احترام است. دالان های تو در تو و طاقچه هایی که درون ان شمع و وسایل عبادت کنندگان قرار می گیرد همه و همه درون کوهی که رو به خورشید و به سمت جنوب است قرار دارد. از پنجره های این غار دست ساز میتوانید از طلوع تا غروب خورشید را ببینید و نمای دریای خلیج همیشه پارس را هم بیبینید و نسیم ان را بر صورت خود حس کنید.
غار های توریستی                      غار کتله خور و قوری قلعه
این نوع غارها بیشتر برای استفاده گردشگران اماده شده اند و بیشتر قسمت های آن طبیعی است و تنها بخشهایی از آن را برای سهولت استفاده مسافران توسعه داده اند. غار کتله خور یا کتل خور که در شهر گرماب زنجان قرار دارد در گذشته غار آبی بوده و امروزه برای عبور گردشگران آب ان هدایت شده و حدود 2 کیلومتر ان برای گردشگران آماده شده است. در بیشتر طول غار آب جریان دارد و تنها به برخی از گروه های کوهنوردی اجازه عبور داده می شود.  غار قوری قلعه که در پاوه کردستان نیز قرار دارد از جمله غارهایی است که در طول سال و به خصوص در تابستان میزبان گردشگران بسیاری است. قندیل ها و سالنهای بسیار زیبای طبیعی این غارها چشم هر بیننده ای را به خود خیره میکند. مسیرهای پیاده روی و نور پردازی در تمام طول غار طراحی شده است.
غار های مسکونی                                 روستای سنگی میمند و کندوان
این غارهای دستکند برای زندگی ساخته شده و دارای معماری به خصوصی است. از روستای سنگی- صخره ای کندوان در اسکوی تبریز شروع می کنم. مردم این روستا در ایران به کندن صخره معروف هستند و حتی برای ساختن تونل کندوان نیز از مردم این شهر کمک گرفته شد. در صخره های کله قندی روستای کندوان، خانه، مغازه و حتی هتل توسط اهالی شهر طوری کنده شده اند که هیچ تفاوتی با ساختمان های امروزی ندارند. همه چیز همانند ساختمان است فقط با دیواره ها و کف سنگی ان هم سنگ طبیعی کوه. روستای میمند در نزدیکی شهر بابک کرمان هم تاریخی دیرینه دارد و مردم هزاران سال است که در میان صخره ها خانه و کاشانه خود را کنده و زندگی می کنند. شیوه زندگی در این نوع کاشانه ها بسیار زیبا و متفاوت است.
تمامی خانه ها مانند غار های کوچکی در میان کوه هستند.
غارهای فنی                                      غار کهک و قلعه کرد
برخی از غارهای طبیعی ایران به صورتی هستند که هر فردی به راحتی نمی تواند وارد انها شود. مانند غار کهک در نزدیکی دلیجان و غار قلعه کرد در مرز استانهای قزوین و زنجان. برای ورود به این غارها می بایست از وسایل سنگ نوردی و غار نوردی مانند طناب مخصوص سنگ نوردی استفاده کرد. برای ورود به این غارها شما باید مهارتهای فرود و صعود از سنگ و استفاده از طناب را بدانید. این گونه غارها به دلیل عدم دسترسی همگانی بسیار بکر هستند و مناظر بسیار عجیب و شگفت انگیزی را در انها می توانید مشاهده کنید.
عمیق ترین و خطر ناک ترین غار ایران          غارپرو یا پراو
این غار که در نزدیکی شهر کرمانشاه و در ارتفاعات بیستون قرار دارد، آرامگاه بسیاری از کوهنوردان و غارنوردان حرفه ای است. عمق غار پراو ۷۵۱ متر و طول آن ۱۴۵۴ متر می‌باشد. تعداد ۲۶ حلقه چاه دارد و عمیق‌ترین چاه ، چاه ۱۶ است ، به عمق ۴۲ متر به علت این که آب جاری شده در غار پراو حاصل ذوب شدن یخچالهای زیر زمینی غار پراو است و همینطور به خاطر ارتفاع بالای این غار برودت آب خیلی زیاد است. (بین ۳-۱ درجه سانتیگراد) و در هیچ کجای غار دما بالاتر از این نیست. بدنه و دیوار سنگی داخل غار بسیار خشن و متخلخل است و این باعث می‌شود که لباس غارنوردان در حین پیمایش سریعا پاره شود. آب سرد به لباسهای زیر و سطح بدن نفوذ می‌کند که دشواری‌های پیمایش را زیادتر می‌کند .
بلندی و درجه سختی دیواره های درون ان به شکلی است که حتی هر سنگنورد و غار نوردی هم نمی تواند  از ان به راحتی عبور کند. این غار حتی چند غارنورد حرفه ای خارجی را هم به کام مرگ کشانده است.
غار های  نمکی                                  گرمسار و قشم
جنس دیواره و کف بسیاری از غارهای ایران از آهک و سنگ است ولی جنس این نوع غارها از بلورهای نمک است. زیبای و رنگ های خیره کننده این غارها به دلیل کانی های متعددی است که در انها وجود دارد. بلندترین غار نمکی طبیعی جهان، غار نمکی قشم است که حدود6 کیلومتر طول دارد. رنگ های صورتی، آبی و سبز در کنار سفیدی نمک جلوه ای رویایی به این گونه غار ها می دهد. برخی معادن نمک هم که به طور مصنوعی و برای استخراج نمک کنده شده اند فرصتی برای ملاقات بازدید کنندگان از غار های نمکی را فراهم می کنند.
غار هایی برای درآمد                      غار اشکند یا دست اشکن
برخی از غارهایی که امروزه می بینیم شاید مانند نیایشگاه های میترایی باشند ولی در دوران های بعدی برای کسب روزی حلال از آنها استفاده می شده است. از جمله غار اشکند جهرم در استان فارس که در روزگاری برای مردم روزی رسان بوده است. کار مردم منطقه کندن سنگ های این غار بوده و برای اینکه این محوطه غار مانند از بین نرود و فرو نریزد پایه های ضخیمی را باقی گذاشتند که منظره بسیار زیبایی  از دالان ها و سالنهای بسیار زیبایی را پدید آورده است.
اشکان بروج

اگر هم می پرسید که چرا عکس نگذاشتم به خاطر این بلاگ اسپاته که همه عکسهای من رو سانسور کرده.
از همه این غارها عکسهای خوبی گرفتم ولی بعدا در سایتم می گذارم. فعلا که پول ندارم سایتم رو درست کنم ولی درست بشه سریع تمامی مطالب با عکسهارو منتقل میکنم.
فدای همگی....بدرود تا آینده نزدیک

چه آزمون ها و چه خطاها!


چه آزمون ها و چه خطاها!
می خواهم باهاتون از یک روند جالب بگم که تو این شهر غریبِ کثیف داره رخ میده. داستان بیهوده کاری ها و آزمون ها و خطا ها!
یادتونه سال پیش بود که اومدن ولی عصر رو یه طرفه کردن و بعد هم ملت تو روزهای اول چندصد ساعت رو زمین و هوا موندن که چی شده؟ کجا بریم؟حالا چه کنیم؟
بعد متوجه شدیم که آهان خط ویژه زدن که آدم های این شهر سریع تر و راحت تر برسن به مقاصدشون و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند.
بعد اومدن پایانه افشار یا همون پارک وی رو زدن که تا میدان ولی عصر می آمد. با یک بلیط.
بعد اومدن هوار هوار که آی مردم ما بلیط الکترونیکی آوردیم...ببینید چه قدر ما خدمتگزاریم!
وایسین.....ادامه داستان: حالا دستشون درد نکنه دارند یه کارهایی می کنند.
بعد دوباره یه روز اومدیم دیدیم اصلا خط ونک- راه آهن رو جمع کردند.فقط تا ولی عصر از اونجا به بعد با یک خط دیگه برین پایین.
آقا یک روز دیگه دیدیم از سر دو راهی انتهای عباس آباد به سمت پایین میله گذاشتن وسط خیابون و ترافیک شده تا سر تخت طاووس بیا و ببین! همه اتوبوس ها هم فقط پایین می رفتند.
روزی دگر آمدیم سرخط ولی عصر دیدیم بلیط شده 2 تا یعنی 50 تومان. چرا ؟ معلوم نیست وجالبتر اینکه دیگه از اون اتوبوس قشنگ های جدید کولر دار هم کم شده و همه اتوبوس های قدیمی و داغون هم می آیند و 2 بلیط می خواهند.
به سلامتی عصر گاهی دگر امدیم سر خط میدان ولی عصر دیدیم ماشا الله....چه خبره. چی شده آقا؟ نمیدونم والا اتوبوس ها نیستند. اِ....... مگه میشه؟
بالاخره یکی اومد از همون قدیمی ها و پر! 
راننده: تجریش بیا بالا! 
من: هان؟
راننده: آره آقا خط جدیده. همه قبلی ها جمع شدن شده یک خط از تجریش به راه آهن....کرایه هم 100 تومان.
من: بله.....خوب حالا کارت بکشیم؟همون الکترونیکیه؟
راننده: نه داداش گفتند خاموش کنیم...فقط پول.
آره عزیزان دل. این است شهر زیبا و مدرن تهران که هر روز فیلمی جدید در آن اکران می شود و بهای آن را این ملت آزاده باید پرداخت کنند.
راستی کسانی که بلیط به حجم زیاد خریدند به شدت رفت در پاچه هایشان! چون اصلا قبول نمی کنند.
داستان بعدی هم خط جمهوری است که بعدا براتون تعریف میکنن. آخه هنوز داستانش تموم نشده.

خدا به همراهتان.....ایشالله در صد سال آینده درست میشه. ما که رفتیم سوار شیم چون مجبورم..می فهمی؟