Saturday, October 24, 2009

عروس شالی به خاطر ....خلاصه به خانه بخت نرفت

چهارشنبه بعداز ظهر 28/7/88 دیگه قطعی شد که میرم عروس شالی ....میخواستم برم فومن
این جشن که با همت افراد ده "خشکنو دهان" در حوالی فومن و با هماهنگی آمن خادمی قرار بود برگزار بشه متاسفانه به دلیل برخورد و دخالت بیجای نیروی انتظامی فومن تبدیل به میدان جنگی شد و جشن 6 ساعته به 2 ساعت سخنرانی تبدیل شد.
از صبح برنامه که به شدت نیروهای امنیتی ده را زیر نظر گرفتند آغاز یک تراژدی برای این برنامه پیش بینی میشد.
از جشن نمیگم...خیلی دلم گرفت

الان نمیخوام حرف بزنم ولی بعدا میگم چی شد.....فقط بدونید خیلی نامردن چون دل یک ملت که همشون روستایی بودن و لباسای پلوخوریشون پوشیده بودن تا جشن بگیرنو شکستن....ولی بعدا خدا خیلی چیزارو روشن میکنه.....به امید او

عروس گوله یا عروس شالی؛ اسطوره پیش‌آهنگی نوروز در استان گیلان


 عروس گوله؛ اسطوره پیش‌آهنگی نوروز در استان گیلان


نمایش "عروس گوله" ریشه در سنت‌های نمایشی اسطوره‌های کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز برمی‌خیزند. عروس گوله بیشترین نقش را در شکل گیلانی روایت پیش‌آهنگان بهار موسوم به عمو نوروز برعهده دارد.
گروه "عروس گوله" یا عروسی گوله از جمله پیش‌آهنگان نوروز در استان گیلان است که "غول"، "پیر بابو" و "ناز خانم" ایفاگران نقش‌های اصلی نمایش آن هستند که اغلب در ایام نوروز و پیش از آن، نمایش‌های جذابی برای عموم اجرا می‌کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، البته این مراسم نیز مانند بسیاری از سنت‌های قدیمی ایران درحال فراموشی است، اما به تازگی موزه میراث روستایی گیلان با فواصل معین اقدام به برگزاری مراسم آیینی عروس گوله که نمادی از پیروزی پاکی با نیرنگ و ناخالصی است، می‌کند.
نمایش "عروس گوله" ریشه در سنت‌های نمایشی اسطوره‌های کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز برمی‌خیزند.
عروس گوله بیشترین نقش را در شکل گیلانی روایت پیش‌آهنگان بهار موسوم به عمو نوروز برعهده دارد.



عروس گوله (غول) کلاهی از کلش بر سر می‌نهد، زنگ و زنگوله‌هایی به خود می‌آویزد و چماقی هم به‌دست می‌گیرد. "پیر بابو" نیز خود را به هیأت پیرمردی می‌آراید و نقش "ناز خانم" را هم یکی از جوانان که لباس زنانه می‌پوشد، بازی می‌کند.
موضوع نمایش، دعوای غول و پیر بابو بر سر ناز خانم است که سرانجام قرار می‌شود کشتی بگیرند و غول پیروز می‌شود و همراه ناز خانم رقص‌کنان بازی را به پایان می‌برد.
این گروه معمولاً چند روز پس از نوروز خوان‌ها پیدا می‌شوند. گروه شب‌ها حرکت می‌کنند و در هر خانه که بازی می‌کنند، از صاحب‌خانه هدایایی چون برنج، تخم مرغ و شیرینی و گاهی پول دریافت می‌نمایند.
از شب چهارشنبه سوری به بعد در رشت و حومه‌های شهر شخصی را که عروس گوله می‌گویند، لباس‌های قشنگ محلی که دارای زینت‌های فراوانی است، می‌پوشانند و با عده‌ای از کودکان همراه، به رقص و پایکوبی و دست‌فشانی می‌پردازند و شادی کرده و می‌گویند: "عروس گوله باوردیم جان دله باوردیم"، یعنی عروس قشنگ و خوب و زیبا آوردیم.
بازیگران اصلی عروس، داماد، غول، پیر بابو، خواننده و کوله‌بارچی هستند و تعداد آن‌ها گاهی به سه نفر هم می‌رسد.
همراهان آن‌ها نیز با پایکوبی، دست زدن واگیر کردن به جشن عروس گوله نشاط می‌دهند و شخصی هم سبدی را حمل می‌کند و تخم مرغ‌ها را از صاحب‌خانه گرفته و در آن قرار می‌دهد.
"غول" مردی بلند قد و زورمند با لباس مندرس و قیافه عجیب با پوتین و کلاه و کچکی در دست است، لباس غول چغا و در پا چمش یا گالش دارد و در ساق پا معمولاً پاتاوه، جارو در کمر، غور و زنگ در کمر و ریسمان متصل به زنگ که شانه‌های او را می‌گیرد، همراه دارد.
پیر بابو، ریش سفید، پوستین کلاه در سر و کچکی در دست و دور کمر حمایلی که زنگ و غور به آن آویخته می‌شود، دارد و همچنین عروس، مردی با لباس محلی است که در سر مندیل زده و دستمال سفید تور بر سر و همین‌طور در یک دست دستمال و در دست دیگر جوالدوز برای دفاع از خود دارد.



داماد، لباسی بر تن یا شلوار فدک و پیراهن سفید و کلاه تخم مرغی یا نمدی و جلیقه‌ای پوشیده و در دست کچکی به همراه دارد، کولبارچی‌ها نیز با کیسه در پشت یا در دست گندم با گروه هستند.
غول تمثیلی از زشتی‌ها و بدی‌ها است و عروس نماد اخلاق و خوبی‌ها، پاسدار نیکی‌ها و پند و نصیحت راستی و چگونه خوب زیستن را به عروس گوله نشان می‌دهد.
غول در را می‌زند و صاحب خانه را می‌خواهد که از خانه بیرون بیاید و پس از رد و بدل شدن صحبت‌هایی می‌گوید:
ای خانخواه بیرون بیه تی سگ مره گیره، یکی زنم میره
ای خانخواه بیرون بیه عروس گوله بیاردیم
جان دله بیاردیم خانخواه تره نیردیم تی پسر بیاردیم
از راه دور بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم
خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
آهای پیر بابو تی افسار کهنه وابو، تی پالون پیربابو
تی جوه چرکم بو عروس گوله بیاردیم جان دل بیاردیم.
پیر بابو نیز در جواب می‌گوید: غول ببین غول کمر بجیر توله کمر بجور نقره.
و غول پاسخ می‌دهد:
عروس میشه می جان شه می دلشه سیاه کشمشه
زحمت بکشه آهای پیر بابو تی ریش سفیدا بو
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم
خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
غلام بما غلام پیر غلام بما شمی محله چربمه برای حاجتر بمه.
غلام می‌گوید: غلام دروغ گونه، غلط کنه عروس میشه سیا کشمشه.
دعوای غول و غلام با کچک شروع می‌شود و بعد از مدتی همه با هم می‌گویند:
عروس گوله همینه ببینین چه نازنینه
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم
عروس شب بیاردیم بی چادر شب بیاردیم
خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
آهای پیر بابو تی کاره وه چه وابو تی ریشه سفیدا بو
عروس کی شه پیر بابو شه پیر بابو زحمت بکشه
ای غولک شیرازی یه قدری بکن بازی تا خانخواه ببو راضی
حمام بزار بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم
عروس گوله همینه عروس نازنینه عروس بهار چینه
ای پیر بابو تی افسار کهنه وابو زمستانم بهارا بو
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
عروس گوله همینه ببین چه نازنینه.
به هرحال عروس گوله و گروهش از کارهای نمایشی بسیار جالب و دوست داشتنی محلی برای همگان است که نمایشگران آن شامل عروس، پیر بابو، غول و دیاره زن هستند و نویدبخش آمدن بهار و به ثمر نشستن تلاش برای خوب بودن و خوب ماندن هستند.

Monday, October 19, 2009


جشنهای2500ساله شاهنشاهی

گروه تاریخ تابان: 20 مهر 1350 با قرائت خطابه محمدرضا پهلوی در برابر مقبره كوروش هخامنشی در پاسارگاد، جشنهای 2500ساله شاهنشاهی آغاز شد. جشنهای 2500ساله شاهنشاهی كه با هدف بزرگداشت 25 قرن حكومت پادشاهی در ایران ترتیب یافت بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌. این درحالی بود كه متجاوز از نیمی از جمعیت كشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاكت زندگی می‌كردند.

در این مورد در كتاب آخرین سفر شاه چنین می‌خوانیم‌: جشن های 2500 ساله در تخت جمشید نمایشی از رؤیاها و بلندپروازی‌های شاه بود... در مورد شخص شاه در رابطه با جشن 2500 ساله‌، ره آورد جشن‌های تخت جمشید جدایی كامل او از واقعیات بود. او بیش از پیش دچار اشتغال فكری درباره سلطنت خودش و اهمیت جانشینی مستقیم خود بر اریكه كورش گردید.

«جیمزبیل‌» در كتاب عقاب و شیر می‌نویسد: «محمدرضا شاه پهلوی با این جشن های 2500 ساله‌، دوره جدیدی را در پادشاهی خود آغاز كرد، دوره جنون انجام كارهای بزرگ‌، بسیاری از معروف ترین و مقتدرترین چهره‌های جهان در تخت جمشید برای ستایش كشور شاه و بلكه مهمتر، برای ستودن خود او، به این محل آمده بودند... و شاه احساس رضایت و خرسندی می‌كرد كه میهمانان در مورد این كه چه كسی مجلل‌ترین اقامتگاه را گرفته‌، چه كسی محترم‌ترین مكان را در میزهای ضیافت داشته‌ و چه كسی از هلیكوپتر به جای سفر با لیموزین‌های مرسدس استفاده كرده با هم دعوا می‌كردند.

محمد رضا پهلوی طی سخنانی كه در 20/7/1350 در پاسارگاد خطاب به كوروش سرسلسله پادشاهی هخامنشی ایراد كرد در این مورد چنین گفت: «در این بیست وپنج قرن، كشور تو و كشور من‌، شاهد سهمگین‌ترین حوادثی شد كه در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است. ... اكنون ما در اینجا آمده‌ایم تا به سربلندی تو بگوییم كه پس ازگذشت بیست و پنج قرن‌، امروز نیز مانند دوران پرافتخار تو پرچم شاهنشاهی ایران پیروزمندانه در اهتزاز است...»

اكثر كارشناسان و رسانه‌های خبری دنیا و حتی حامیان محمدرضا، هزینه این جشن را گزاف و چیزی حدود300 میلیون دلار برآورد كردند، این مبلغ در كشوری كه درآمد سرانه آن اگرچه رو به افزایش داشت‌، ولی از سالی 500 دلار تجاوز نمی‌كرد، بسیار گزاف به شمار می‌رفت‌.

امام خمینی (ره) كه هنگام برگزاری جشن‌های 2500 ساله‌، در تبعید عراق بودند، طی سخنرانی‌ها و پیام‌هایی‌، این جشن‌ها و اسرافكاری‌های دولتی را مورد انتقاد قرار دادند. امام در مواضع خود، نكات زیر را یادآور شدند: ـ چرا كارشناسان اسرائیلی برای این تشریفات دعوت شده‌اند؟ ـ شاهنشاهی ایران از اول كه زائیده شده تا حالا روی تاریخ را سیاه كرده است‌. ـ برملت است كه با جشن‌های دوهزار و پانصد ساله مبارزه منفی كند. ـ به حكومت ایران بگویید كه آقا از این جشن دست بردارید.

به عکسهای «تابان» از این مراسم پرزرق و برق توجه کنید
http://tabannews.net/totla.php?id=6959:


Thursday, September 24, 2009

شب جمعه ياد ايام كردم



گذري مي فكنم بر گذر سال‌ها                 من ندارم دل خوش از پس آن يادها
پس چرا ياد كنم دو و سه و چار را         گانه ها مي گذرند از بر ايام ها
حاليا با ما نشين و گذر عمر ببين             دو كه سهل است، هزارگان را ببين



Tuesday, September 22, 2009

حيوانات نمادين در كشورهاي مختلف جهان



بسیاری از كشورهای جهان یك حیوان را به عنوان نماد خود انتخاب كرده اند. برخی كشورهای دیگر نیز به دلیل اینكه زیستگاه جانوری خاص هستند به نام كشور این موجود شهرت دارند.
هر يك از حيوانات به تنهايي داراي مفاهيم خاصي هستند. ازميان آنها گراز، ماهي، مار، پرندگان و حيوانات اهلي در بسياري از كشورها به عنوان نماد سرزمين به كار برده مي‌شوند و مفاهيم عميقي را به دنبال خود دارند. بعضي از اين نمادها بار مثبت و بعضي بار منفي دارند. براي نمونه ماهي، پرندگان و حيوانات اهلي جزو نمادهاي مثبت و مار و اژدها از نمادهاي منفي هستند.
"گراز" علاوه بر اشاره به شجاعت و ثروت، معرف جنگجويان قدرتمند و شجاع است كه ميزان اين مفاهيم، در چگونگي پوشش موي بدن گراز مشخص مي‌شود. بدين صورت كه اگر موي او بيشتر باشد نشانه قدرت و شجاعت بيشتر آن جنگجو بوده است.
"ماهي" كه معمولا به صورت ماهي سالامون نمايش داده مي شود معرف دانش و آگاهي است.
" مار و اژدها " نمايانگر مشكلات هستند. در هنگامي كه اين نمادها نمايان شوند ستيز، نزاع و بي حاصلي در پي خواهد بود.
"پرندگان" نيز نشانه آگاهي معنوي، چيره دستي و مهارت‌هاي گوناگون هستند.
حيوانات اهلي مانند "اسب، گاو و خوك" نيز نشانه باروري و جسارت هستند.
در ادامه به معرفي برخي حيوانات نمادين كشورهاي مختلف خواهيم پرداخت: 
"خروس" یكی از نمادهای كشور فرانسه و پرتغال است. البته شهرت خروس‌های فرانسوی بیشتر است. در فرانسه خروس اشاره‌ای تاریخی به سقوط امپراتوری رم غربی و ظهور دوباره سرزمین گل « فرانسه قدیم » است. در پرتغال خروس نماد ایمان و عدالت است. از ديگر نشانه‌هاي خروس وابستگي به خورشيد، چالاكي، غرور، دنياي مردگان، شجاعت و برتري است.
همچنين "اژدها" ديگر نماد كشور پرتغال است كه به معناي قدرت روحاني و معنوي، روح زندگي، قدرت، معجزه، دانش و آگاهي و محافظت است.

"كانگورو" نماد كشور استرالیا است و حدود 63 گونه این جانور كیسه دار در كشور استرالیا زندگی می كنند. درعین حال زیستگاه برخی از گونه های كانگورو در كشور گینه نو است. از ديگر نمادهاي حيواني كشور استراليا "شترمرغ" و "كوآلا" است.

"سگ آبی" نماد كشور كانادا است و در تاریخ توسعه این كشور به دلیل تجارت پوست در دوره استعمار بریتانیا نقش دارد. تصویر سگ آبی بر روی برخی از سكه های كانادا و نیز تمبرهای پستی این كشور مشاهده می شود. اين حيوان همچنين نشاني از تدبير  و كارداني، سازندگي و جمع آوري است.
"شیر" نماد رسمي كشور بریتانیا بوده و تصویر آن به روی نشان‌ها و علائم سلطنتی و برخی از سكه های واحد پول این كشور نقش بسته است. همچنين كشورهايي مانند ايران، بلغارستان، چك، دانمارك،اتيوپي، فنلاند، مقدونيه، مونته نگرو و چند كشور ديگر شير را نماد كشور خود مي دانند و دليل آن، گونه خاص شير در آن منطقه است. مثلا شير ايراني كه در حال حاضر منقرض شده است گونه‌ اندميك ايران بوده ودر جاي ديگري وجود نداشته است. اين حيوان همچنين معرف شجاعت، عدالت، شكوه و جلال، قدرت، نجابت است و در راس همه او را نماد سلطنتي ميخوانند.
"عقاب ماهیخوار سر سفید" از سال 1782 میلادی به عنوان نماد ملی ایالات متحده آمريكا انتخاب شد. تصویر این گونه عقاب روی مهر ریاست جمهوری ایالات متحده و نیز نیروی هوایی این كشور و برخی از سكه های آن دیده می شود."عقاب طلايي" نيز نشانه كشور مكزيك و روماني و "عقاب سفيد" نيز نماد كشور لهستان، صربستان و مصر است. اين پرنده پر ابهت نمادي از روح مقدس و نيروهاي الهي، خورشيد و هوا، قدرت در مبارزه، امان بودن از شرارت و بدي، موفقيت، ثروت، قدرت و نو گرايي است.
چین مركزی زیستگاه "پاندا" است و نام پاندا مترادف با نام كشور چین بوده كه این جانور را به عنوان یك گنجینه ملی خود تلقی می كند. همچنين پرنده رسمي اين كشور "گنجشك" است.
"پوما" یا يوزپلنگ آمریكای جنوبی نماد كشور آرژانتین است. "جاگوار" يا پلنگ خالدار آمريكايي نيز نماد كشورهاي برزيل و گينه بوده و نمادي از پيغام آوري، روح جنگل و قدرت است.
"لاما" نماد كشور بولیوی است و تصویر آن روی پرچم این كشور و نیز نشان‌های رسمی آن مشاهده می شود.
"كندور" كه زیستگاهش سلسله جبال آند در آمریكی جنوبی است یكی از نمادهای اصلی كشور‌هاي شیلی، اكوادور و كلمبيا است.
"ببر بنگال" یكی از نمادهای ملی كشور هند است كه گونه سلطنتي آن نماد ملي كشور بنگلادش است؛ ديگر نماد ملي كشور هند "طاووس" است. علاوه بر اين "ببر سيبري" نيز نمادكشوركره شمالي و "ببر مالزيايي" نماد كشور مالزي است. ببر نمادي از قدرت روحاني و نيروي غير مادي است. اين حيوان نمادي از موجودي خلاق، قدرتمند، وحشيگر و مخرب است. نمادي از انجام اعمال در زمان مناسب، تجزيه و تحليل آني و از خود گذشتگي.
"قمري" نيز به عنوان نماد جهاني صلح و بي گناهي به شمار مي‌رود. در روزگاران گذشته و در افسانه هاي يوناني آن را پرنده آتن خوانده و نشانه زندگي مجدد مي دانستند.

ترجمه و تنظيم: اشكان بروج
منابع:
1.  Wikipedia.com
2.  lindamackenzie.net
3.  onespiritx.tripod.com
4.  jamejamonline.com
5.  princetonol.com

Saturday, September 19, 2009

جستجوگران اميدوارانه ادامه مي دهند

 
ايرن – عمليات جستجو براي يافتن عباس جعفري، طبيعت مرد نامي ايران همچنان ادامه دارد.


اکنون عمليات در بخش نخست از محدوده هاي سه گانه تعيين شده براي جستجو پايان يافته و گروه هاي نجات عمدتاً بر محدوده دوم متمرکز شده اند . بخش نخست عمدتاً شامل خود رودخانه تريشويلي مي شده است، يعني جايي که از بيشترين احتمال براي يافتن عباس برخورداربوده، بخش دوم محدوده اي با امکان متوسط را در بر مي گيرد، که عمدتاً شامل حوزه هاي پايين دست و مناطق جنگلي اطراف رودخانه مي شود. بخش سوم با احتمال " کم " شامل محدوده هاي دورتر از رودخانه مي شود. نيافتن نشانه اي از عباس در محدوده شماره يک، مي تواند خبري اميدوارکننده هم محسوب شود، زيرا اين احتمال را که عباس رودخانه را ترک کرده و توسط خود و شايد بومياني که او را پيدا کرده باشند، به جايي درخشکي منتقل شده باشد، افزايش مي دهد .
هم اکنون با توجه به گسترده تر شدن محدوده جستجو گروه هاي نجات به دسته هاي کم تعدادتر، وحتي يک نفره تقسيم شده و روانه جنگلها و دامنه هاي کوهستاني مشرف به رودخانه تريشويلي شده اند.
آنها هر کدام با نشان دادن عکس عباس به بوميان، سعي مي کنند ردي از او پيدا کنند. اعضاي ايراني تيم هاي نجات با توجه به شناختي که از توانايي هاي جسمي و روحي عباس دارند، همچنان با اميدواري تاکيد بر تداوم عمليات جستجو دارند. آنها مي گويند عباس بسيارطبيعت گرد جان سخت، با تجربه و ماهري است وحتي به فرض آسيب جسمي توانايي حفظ جان خود در شرايطي بسيار دشوار را دارد و نيافتن او در محدوده رودخانه اين اميد را افزايش مي دهد که اکنون جايي مابين درختزاران و يا درميان بوميان منطقه منتظر گروه هاي نجات باشد.
شرح عکس: دوربين عباس: دوربيني که ناب ترين لحظه هاي طبيعت و مردم ايران را ثبت کرده است. دعا کنيم که عباس باز در کنار اين دوربين قراربگيرد. ميرث طبيعي و فرهنگي ايران همچنان نيازمند نگاه ساحر عباس براي ثبت و ماندگاري است.

Tuesday, September 15, 2009

اصرار ايرانيان براي ادامه جستجو براي عباس


ديروز گروه هاي دولتي نپال با اين بهانه که يک هفته از زمان جستجو گذشته است قصد پايان عمليات را داشتند، اما اصرار وپافشاري مکرر گروه ايراني حاضر درمنطقه، شامل فرخنده صادق همسر عباس و ديگر دوستان عباس که از قبل آنجا بوده و يا پس از وقوع حادثه سريعاً از ايران به نپال رفته اند، باعث شد که گروه هاي نپالي يک هفته ديگر هم عمليات نجات را ادامه دهند. شايان ذکر است که به طور کلي گروه هاي نجات، حتي گروه هاي وابسته به صليب سرخ جهاني فقط يک هفته عمليات جستجو براي يافتن مفقودين حوادثي مثل سيل، زلزله، بهمن و .. را ادامه مي دهند و متعاقب آن به جاي گروه هاي نجات، صرفاً گروهي که با هدف يافتن اجساد فعاليت مي کند، وارد عمليات مي شوند. اما گروه هاي نپالي، همچنانکه گفته شد ديروز پذيرفتند عمليات نجات را يا اين فرض که عباس جعفري زنده است ، يک هفته ديگر هم ادامه دهند. در کنار پافشاري گروه ايراني، همچنانکه ديروز هم ايرن خبر داده بود، وجود نشانه هايي از اميد براي احتمال زنده يافتن عباس، از دلايل تمديد عمليات بوده است. اگر چه با سپري شدن زمان اين اميد کمرنگ تر مي شود. آخرين بار ساعت 2نيمه شب گذشته فرخنده با خانواده خود در تهران تماس تلفني داشته است و ظهر امروز نيز گروهي ايراني حاضر در نپال با تهران تماس خواهند گرفت. به محض برقراري تماس، ايرن خبرهاي تازه را به اطلاع دوستداران طبيعت مردنامي ايران، عباس جعفري راوي لحظات ناب طبيعت و مردم ايران، خواهد رساند. کماکان عباس نيازمند دعاي ما است.

Monday, September 14, 2009

من و ايران


من آريائي ام خداي من ايران است
پيغمبر من کوروش کبير است
امامان من داريوش کبير,خشايارشاه, اردشير,مازيار,انوشيروان عادل, بابک خرم دين و رضاشاه .
امام زمان من کاوه آهنگر ست .
روحانيان من مولوي, فردوسي, حافظ, سعدي و ابن سيناست .
کتاب مقدس من شاهنامه ست .
دستورات دين من بر روي لوحه کوروش کبير نوشته شده است.
محراب من دل است
ايمان من خرد است
پرچم من درفش کاوياني و پرچم سه رنگ شير و خورشيد است
عيد من مهرگان و نوروز است