Tuesday, April 28, 2009

مراسم كومساي يا پير شاليار _18 ارديبهشت_ روستاي اورامان


امسال نيز مانند هر سال دلم مي خواست برم كردستان،برم به سمت مريوان .شب كنار درياچه  زريوار باشم و صبح حركت كنم به سمت ديار پير شاليار،اورامان.
اما نمي دونم چه حكمتيه كه اين پير امسال مارو نمي طلبه.
براي جشن اول اومدم برم،خوردم به كنكورارشد دانشگاه سراسري
براي جشن دوم اومدم برم،خوردم به كنكورارشد دانشگاه آزاد
خلاصه هر كي مي تونه، بره چون امسال با شكوه تر برگزار مي شه
اين مراسم 18 ارديبهشت، روز تولد من، در كردستان، منطقه هورامان و در روستاي اورامانات تخت از ساعت 9 تا12  برگزار مي‌گردد.
هر كي رفت نايب الزياره باشه!جاي ما هم سماء كنيد.
مطلب پير شاليار رو همين روزاUp  مي كنم.

Wednesday, April 22, 2009

جاذبه هاي گردشگري ايران در دنياي سه بعدي

خبرگزاري ميراث فرهنگي_گردشگري_در دنياي امروز، ديگر نيازي نيست ، براي ديدن جاذبه هاي گردشگري جهان،به همه جاي آن سفر كنيد.
با پيشرفت تكنولوژي ،شيوه هاي نويني براي سفر كردن ابداع شده است.از آن جمله مي توان به سفرهاي مجازي نام برد،كه فرد از طريق عكس هاي سه بعدي و همچنين فيلم هاي مستند، از جاذبه هاي مختلف دنيا بازديد مي كند.
در اين ميان ايران نيز جزء كشورهايي است، كه گردشگري مجازي براي آن تعريف شده است.
از اين پس تمامي جهانگردان مي توانند،سفر كوتاهي به جاذبه هاي مهم و اصلي گردشگري ايران داشته باشند.
سايت اينترنتي www.360cities.net ،با طراحي فضايي بسيار زيبا،سعي بر آن داشته ،تا تمامي جهانگردان را به راحتي با فضاي جاذبه هاي گردشگري جهان آشنا كند .
اين سايت با استفاده از عكسهاي سه بعدي و پاناروما (عكسهايي با چشم انداز وسيع) از آثار فرهنگي و طبيعي دنيا،سعي بر آن داشته تا علاوه بر معرفي شهر ها و جاذبه هاي گردشگري جهان ،هنر عكاسي نوين را نيز به نمايش درآورد.
 از قابليت هاي اين سايت مي توان به ديدن جاذبه مورد نظر به صورت تمام صفحه ، حركت 360درجه به تمامي نقاط تصوير، ديدن جزئيات تصوير و امكان انتقال تصوير 360 درجه به روي سايت شخصي خود و تغيير زاويه و نوع ديد( معماري،عكاسي،معمولي و...) اشاره كرد.
از آثار فرهنگي و طبيعي ايران،كه به صورت 360 درجه و سه بعدي به نمايش درآمده است،مي توان كاخ هاي تخت جمشيد، كاخ پاسارگاد، آرامگاه كوروش، پل خواجو اصفهان، ميدان نقش جهان، حمام فين كاشان، دروازه قرآن شيراز، باغ ارم شيراز، پيست اسكي ديزين و بسياري ديگر از مناطق گردشگري شهرهاي توريستي ايران مانند تهران،شيراز،يزد و اصفهان را نام برد.
از نكات قابل توجه، حضور فعال عكاسان ايراني در اين سايت است.با نگاهي گذرا بر اين سايت، متوجه خواهيد شد ،كه در اين سايت از عكس هاي بهترين عكاسان جهان استفاده شده است كه در اين بين، نام رامين دهدشتي نيز مي‌درخشد.
اشكان بروج
 

كوچ نشيني نوين


كوچ نشيني نوين
10 راز براي داشتن لذت بي پايان سفر
تا حالا به اين موضوع فكر كرده ايد كه مي توانيد يك كوچ نشين مدرن و امروزي باشيد.رازهايي كه در زير به آنها اشاره مي گردد گزيده اي از سخنان افرادي است كه به چنين شكلي زندگي كرده اند و شيوه سفر كردن آنها كمي متفاوت ولي با لذتي بي پايان همراه بوده است .
1.بي دليل سفر نكنيد.بيشتر افرادي كه به سفر كردن علاقه مندند،به دنبال شغلي مي گردند كه بتوانند آزادانه به سفرهاي خودبپردازند.اما خانم تيفاني اونز و همسرش كه از كار روزمره خود(ويراستاري روزنامه و نصب كابل تلويزيون) بسيار خسته شده بودند رو به كوچ نشيني جديدي آوردند ؛ سفر به كشورهاي مختلف و مراقبت از خانه ها و باغها.اين زوج هر ساله به يك كشور جديد سفر مي كنند و در انجا به مراقبت و نگهداري از باغها مي پردازند.اين است دليل كوچ نشيني و تغيير شغل .
2.فراتر از نور و با سرعت نور سفر كنيد. اين جمله از جيمي ولز،بنيانگذار سايت ويكيپدياست. او در 2 سال گذشته به صورت يك "ذره معلق " به بيشتر نقاط دنيا ازجمله به توكيو، بوينس آيرس و نيويورك سفر كرده و بدون ايجاد وابستگي به پست و جايگاهي خاص و يا جمع آوري بار بيش از حد به جهانگردي پرداخته است.آقاي ولز مي گويد:"بار زيادي با خود حمل نكنيد،شما مي توانيد ماه ها با يك كوله ساده سفر كنيد."
3.صبوري و خوش برخوردي دو ركن اساسي در سفر.ليزا هايشا كه از سن 22 سالگي تمامي زندگي خود را در سفر ودر جاده هاي دنيا سپري كرده، معتقد است كه هر فردي در هنگام بر خورد با فرهنگ ها و زبانهاي جديد مي بايستي از اين 2 ركن اساسي زندگي استفاده كند .
4.مقاصد سفر خود را با دقت انتخاب كنيد.خانم لي وود وارد، كه به همراه همسرش در چند دهه اخير به كوچ نشيني نوين رو آورده است، اماكني كه توسط گردشگر مورد بازديد قرار مي گيرد را به2 دسته تقسيم مي كند." اولين گروه، مقاصدي هستند كه فرد براي انجام امور روزمره و درآمدزايي خود به آنها مراجعه مي كند. گروه دوم مقاصدي هستند كه گردشگر براي بازديد و گردشگري آنها را بر مي گزيند و جنبه درآمد زايي براي فرد ندارد.حال تعادل بين اين دو گروه بسيار مهم است. تا زماني به مقاصد كاري سفر كنيد كه درآمد روزمره شما را تامين كند و سپس بازديد از مقاصد گردشگري را در برنامه خود قرار دهيد."
5.اصول اوليه را هميشه به ياد داشته باشيد وآنها رارعايت كنيد. هنگامي كه وسايل سفر خودتان را در يك يا دو كوله مي بنديد، سعي كنيد زندگي خودتان را نيز تا مي توانيد ساده كنيد. اين كاري است جيل و استيو كافمن در زندگي خودشان پيش گرفته اند.آنها ماشين ون خودشان را با كمي تغييرات و مجهز كردن به يك تختخواب و آشپزخانه كوچك و فشرده،به يك خانه متحرك تبديل كرده اند و زندگي خود را در جاده ها سپري مي كنند. اين زوج با تبديل ماشين خود به خانه متحركشان در حال تجربه كوچ نشيني نوين هستند.به گفته اين زوج جوان،يك خواب راحت شب و يك غذاي خوب تنها نيازهاي زندگي به سبك كوچ نشيني نوين است.
6.آهسته و پيوسته گام برداريد. جين دي كه به همراه همسر و دخترش در حال سفر دور دنياست،مي گويد:"مهمترين اصل براي ذخيره كردن پول و به دست آوردن تجربه سفر،آرام و بدون عجله سفر كردن است.از پرواز كردن براي مسير هاي طولاني بپرهيزيد،چون تنها براي شما هزينه بر است."اين خانواده در طول 3 سال اول سفر خود تنها يك پرواز بلند مدت داشته اند.اين كار نه تنها باعث ذخيره كردن پول آنها شده است،بلكه موجب شده اين خانواده دنيا را بسيار با دقت بيشتري بگردند و جزئيات بيشتري را نيز از دنياي امروز درك كنند.
7.پاي خودتان را از گليمتان درازتر نكنيد.اگر فكر مي كنيد كه زندگي تنها سفر كردن است،يك تجديد نظر در افكارتان انجام دهيد.مليسا گراس من كه با سگ و همسر خود در حال سفر هاي كوچ نشيني است ،مي گويد:"گاهي تجربيات شما تنها بايد به يك كارت پستال بسنده شود."او در نوشته هاي خود به سختي ها و مشكلات سفرهاي كوچ نشيني اشاره مي كند و معتقد است كه بعضي افراد تنها با يك كارت پستال به عنوان سوغاتي، سفرنامه خود را مرور مي كنند .طرفداران اين نگرش همواره با تصاوير و نوشته هاي خود به سادگي به دنيايي سفر مي كنند كه يك گردشگر بايد براي دست يافتن به آن،سالها به نقاط مختلف جهان سفر كنند.
8.هميشه در هرجا يك آدرس و نشاني،براي دسترسي به خود داشته باشيد .اين پيشنهاد از طرف خانم كيم رايت مطرح شده كه سالها زندگي خود را در سفر گذرانده است. خانم رايت مي گويد:"در هر جايي كه مي توانيد اطلاعاتي مانند مشخصات ماشين خود،شماره تلفن همراه و ... را بگذاريد.حتي اگر از آن مكان به كلي دور شويد.سعي كنيد كه يك صندوق پستي شخصي داشته باشيد."بيشتر دوستداران سفر و گردشگران،دوست و يا فاميلي در مقاصد مختلف دارند كه شما مي توانيد براي آدرس دادن،نشاني آنها را بدهيد.
9.همه وقت خود را با ديگران نباشيد. اگر به صورت گروهي و يا خانوادگي سفر مي كنيد،بخش هايي از سفر خود را به تنهايي و با خودتان بگذرانيد.لي شالمن كه او نيز با همسر و دختر 4 ساله اش در حال سفر به دور دنياست،مي گويد:"اين بسيار ضروري است كه گاهي به تنهايي به كسب تجربه بپردازيد.اين بدان معناست كه يك گردشگر بايد گاهي به تنهايي بعد از ظهر خود را به شهر برود وبه بررسي شهر يا اماكن مورد نظر خود بپردازد، و اوقات ديگر خود را با خانواده و يا گردشگران ديگر به بررسي جاذبه ها و يا فرهنگ هاي مختلف بگذراند." اين تنهايي شما را به دنياي خودتان مي برد و باعث مي شود شما قدر همسفران خود را بيشتر بدانيد."
10. زيباييها را به بهترين نحو توصيف كنيد. تا جايي كه مي توانيد از هر عنصري در سفر عكس،فيلم و مطلب تهيه كنيد. اين رمز موفقيت يكي از اولين عشاير مدرن جهان،خانم ليزا لوبين است.خانم لوبين يك تهيه كننده برنامه هاي تلويزيوني است،كه با به تصوير كشدن مقاصد و جاذبه هاي سفر جهانگردي خود به دور دنيا ،همه را به طور وصف نا پذيري به با خود همسفر مي كرد.انرژي وصف ناشدني خانم لويين و همچنين نحوه به تصوير كشيدن تصاوير ضبط شده از گوشه و كنار جهان، برنامه هاي اين جهانگرد كوچ نشين را همچون سفر مجازي براي مخاطبانش به تصوير مي كشيد.گويي تمامي مخاطبان در كنار او قرار دارند.
از تمامي اين نكات چنين استنباط مي شود كه در زندگي امروز ،گردشگري جزء جدا نشدني از نيازهاي روزمره انسان است و تا زماني كه فرد سفر را بر خود سخت بگيرد،مشكلات او در سفر نيز چند برابر خواهند شد.پس براي داشتن سفري با لذتي بي انتها،مي بايستي خوب مسافرت كردن و مسافر خوب بودن را تمرين كرد.
اشكان بروج

Wednesday, April 8, 2009

تخته نرد در گذر تاريخ


تخته نرد در گذر تاريخ

با چنين تخته و اين مهره و ايـن كهنه حريف

چشـم بردن بودت،عقـل تو بی‌بـنياد اسـت

بـخت در آمد كار اسـت، نـه دانـسـتـن كـــار

طاس اگر نيک نـشيند همه كس نـراد است

دراين نوروزخجسته به كردستان وشهرسنندج سفري داشتم،سفري به سرزمين گيوه و تخته نرد.خواستم حرفهايي را كه در تورزده بودم براي مردم سرزمينم بنويسم و حال اين تحفه درويش را از من بپذيريد.


در جزوه ي كوچكی به زبان پهلوی یكی از داستانهای مربوط به پیدایش تخته نرد را می‌توان خواند :

در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسرقباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او درنامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیزباید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شمافرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روزچاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بودبه پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» ورازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درودفرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس رابه نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد. اين بازی نوتخته نرد بود.

اين داستان در عين اينکه مقابله تفکر ايرانی با تفکر بيگانه را نشان می‌دهد، يعنی دخالت تقدير و سرنوشت (نرد) و يا احاطهء کامل تدبير و عقل انسان بر زندگی (شطرنج)، احتمالاً حقيقت ندارد و تخته نرد به يک باره و توسط يک نفراختراع نشده است. اما در اينکه تخته نرد يکی از قديميترين بازيهای جهان است، شکی نيست.

تا چندی پيش تصور می‌شد که خاستگاه تخته نرد در حدود پنج هزار سال پيش در بين‌النهرين بوده است. در دهه بيستم ميلادی باستان‌شناس انگليسی سر لئوناردوولی (
Sir Leonard Woolley) در خرابه‌های آرامگاه سلطنتی اور (عراق کنونی) يک بازی تخته نرد يافت که با بازيهای کنونی تفاوت چندانی ندارد. چند سال بعد در مقبرهء توت‌انخ‌آمون در دلتای نيل تخته نردهای ديگری کشف شدند که قدمت آنها به ۱۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح می‌رسد. بسياری از نقاشيهای ديواری مقبره حکايت از محبوبيت اينبازی دارند که هم بين توانگران و هم بين مردم عادی رواج داشته است.

امااکنون کهن ترين تخته نرد جهان در شهر سوخته به همراه
۶۰ مهره يافت شده که بسيارقديميتر از تخته نرد گورستان سلطنتى اور در بين النهرين می‌باشد. اين كشف بزرگ،باستان شناسان را به اين نتيجه رسانده كه بازى تخته نرد از شهر سوخته به تمدن بين النهرين رفته است. «منصور سجادى» باستان شناس و سرپرست هيات كاوش در شهر سوخته می‌گويد: «اين تخته از چوب آبنوس و به شكل مستطيل است. روى اين تختهء بازى نقش يكمار حكاكى شده كه اين مار با پيچش به دور خود، ۲۰ حلقه ايجاد كرده است. اين ۲۰دايره در واقع ۲۰ خانهء بازى هستند. نقش مار روى تخته به گونه‌اى است كه در نهايت دم مار در دهان او جاى گرفته است.» به گفتهء سجادى ۶۰ مهرهء يافت شده در يك ظرف سفالى در كنار تخته قرار داشته اند. جنس اين سنگ ها از جنس سنگهاى رايج در شهرسوخته از جمله لاجورد، عقيق و فيروزه است.

چندی پيش در جيرفت نيز پنج تخته بازی با قدمت حدوداً پنج هزار سال يافت شد که به گفته دكتر «يوسف مجيدزاده»، سرپرست گروه باستان شناسی جيرفت و حوزه هليل‌رود، اين تخته‌ها مانند بازی تخته نرد به نظرمی‌رسند.

تخته نرد در جنوب اروپا به تدريج گسترش پيدا کرد. افلاطون، هومر ومشاهير يونانی ديگر آن را در نوشته‌های خود توصيف کرده‌اند. به جفت شش «آفروديت» می‌گفتند و رقمهای پايين‌تر تاس را «سگ» می‌ناميده‌اند. در بين روميان قديم بازیبيش از پيش محبوبيت و گسترش يافت. آنها با سه تاس بازی می‌کردند و سه نام مختلف برای تخته نرد داشتند:
Alea (ريختن تاس)، Tabulae (تخته، ميز) يا Ludus duodecim scriptorum (بازی دوازده‌خطی). در پمپئی يک نقاشی ديواری عظيم کشف شد که صحنهء اولآن دو رومی را هنگام بازی نشان می‌داد. در صحنهء دوم صاحب مسافرخانه دو بازيگر رابا خشم بيرون می‌اندازد.

با اين حال تخته نرد ديرتر، يعنی بعد از جنگهای صليبی در بقيه اروپا رواج پيدا کرد. به آن نرد،
Tric Trac ،Puff، Tables يا Plakoto می‌گفتند و با دو تاس بازی می‌کردند. Tabula، نوع رومی بازی، در تمام اروپاگسترش يافت. در ابتدا بازی اشرافيان بود، اما به تدريج بين مردم عادی نيز محبوب شد. کليسا قرنها سعی کرد که جلوی اين نوع قمار را بگيرد و موفق نشد.

اما تخته نرد در هيچ نقطه جهان غرب مانند انگلستان رواج و محبوبيت نداشته است. طبق گزارشهای شفاهی ريچارد شيردل به خاطر علاقه سربازانش به اين بازی مرتب دچار دردسر می‌شده است، به همين دليل دستور داده بود که هيچ فردی با درجهء پايينتر از شواليه اجازهءبازی به شرط برد و باخت پول ندارد.

اولين مسابقهء بين‌المللی تخته نرد به همت شاهزاده
Alexis Obolensky در سال ۱۹۶۴ در جزاير باهاما انجام شد و از آن زمانبه بعد سالانه تکرار می‌گشت. در دهه ۷۰ اولين کتابهای قوانين بازی نوشته شدند وباعث گسترش بيش از پيش تخته نرد گشتند. شخصيتهای مشهوری مانند کريستينا اوناسيس (Christina Onassis) دختر ميلياردر معروف يونانی آريستوتلس اوناسيس، گونتر ساکس (Gunther Sachs) وارث کارخانه اوپل و شوهر سابق بريژيت باردو، يو هفنر (Hugh Hefner) ناشر مجله پلی‌بوی و غيره به رواج بيشتر اين بازی در جهان غرب دامن زدند.

در ايران اين بازی با وجود مخالفتهای متعصبان مذهبی که با هرگونه تفريح وشادی و هيجان بی‌آزار دشمن هستند کماکان محبوبيت خود را حفظ کرده است. از محمدپيامبر مسلمانان نقل شده که «هر كس نرد بازى كند مثل اين است كه دستش را در گوشت وخون خوک رنگ كرده است» و «هر كس نرد بازى كند به راستى كه از خدا و رسولش نافرمانىكرده است». طبق اين گفته و حديثهای ديگر در اسلام بازی با نرد ولو بدون برد و باخت حرام شناخته شده است. با اين حال پير و جوان بدون توجه به اينگونه فرمانها و فتواهااين بازی زيبا و مهيج را تا امروز زنده نگه داشته‌اند.

تخته نرد از يک تخته دو قسمتی و دو تاس تشکيل گشته که در هر طرف تاسها، اعداد يک تا شش با ستاره‏ها ياخالهايى ريز نشان داده شده است.

باختم با پاكبازان، عالم خاكى به خاک

وزپى آن عالم اينک در قمارى ديگرمبردم

از نراد گيتى يک دو داو اندر سه زخم

گرچه از چار آخشيج و پنج حس در شش ‏درم

توجه کنيد به ظرافت خاقانى که چگونه اعداد يک تا شش را در يک بيت جا داده است. واژهء «داو» در مصرع سوم يکی ازاصطلاحات رايج تخته نرد است، يعنى اينكه يكى از دو حريف ادعا كند كه بازى را خواهدبرد و از ديگری بخواهد كه تسليم شود. «آخشيج» به معنای عنصر می‌باشد، چار آخشيج يعنی عناصر چهارگانه.

· ستاره‏ها يا خالهاى روى تاس (کعبه) نشانه ستاره‏هاى آسمان هستند كه گردش و وضعيت آنها سرنوشت انسانها را رقم می‌زنند و کاسه کوچک چرمينی که در آن تاسها می‌غلتند و واژگونه روی تخته گذاشته می‌شود حکم ظرف آسمان رادارد که روی زمين (تخته) قرار گرفته است.

· اگر عدد يک طرف تاس را با عدد طرف مقابل آن جمع كنيم عدد ۷ را به دست می‌آوريم كه نشانهء هفت روز هفته است.

· تختهء اين بازى دو خانهء دوازده‌گانه دارد، به نيت ۲۴ ساعت شبانه‏روز.

· ۳۰ مهره روزهای ماه رانشان می‌دهند، با پانزده مهره سفيد به نشانهء پانزده شب مهتابى و پانزده مهره سياه به نشانه پانزده شب تاريک.

· تخته نرد به چهار قسمت تقسيم شده است كه نمايانگر چهارفصل سال يا چهار عنصر باد و آب و خاک و آتش است.

· 30مهره: نشان گر 30 شبانه روز یک ماه

· 24 خانه: نشان گر 24 ساعت شبانه روز

· 4 قسمت زمین: 4 فصل سال

· 5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز

· 2 رنگ سیاه و سپید: شب و روز

· هر طرف زمین 12 خانه دارد: 12 ماه سال

· تخته نرد: کره زمین

· زمین بازی: آسمان

· تاس: ستاره بخت و اقبال

· گردش تاس‌ها: گردش ایام

· مهره‌ها: انسان‌ها

· گردش مهره در زمین: حرکت انسان‌ها ( زندگی )

· برداشتن مهره در پایان هر بازی: مرگ انسان‌ها

اعداد تاس

1 :یکتایی و خداپرستی

: 2 آسمان و زمین

3 : پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک

: 4 شمال، جنوب، شرق، غرب

5 :خورشید، ماه، ستاره، اتش، رعد

6 :شش روز افرینش


يکی از نخستين كتابهاى ايرانى درباره ي بازى تخته نرد «رساله ي قمارخانه» نوشتهء محمد امين ميرزا قاجار پسرفتحعلى شاه می‌باشد. نويسنده در اين كتاب به
۹ بازى رايج و مرسوم عصر خود پرداخته است، از جمله تخته نرد. محمدعلى جمالزاده در مقاله ي«بازى نرد قبل از سامانيان» درباره ي گذشته تاريخی اين بازی نوشته است. اخيراً نيز کتابی با عنوان تخته نردتقدير يا تدبير نوشته ابوالقاسم تفضلی منتشر گشته که در آن به تاريخچه تخته نرد وتأثير آن بر ادبيات فارسى پرداخته شده است (آقای ابوالقاسم تفضلی برادر مرحوم محمودتفضلی است که آثار جواهر لعل نهرو را به فارسی برگردانده. جالب اینکه پسرِ آقای محمود تفضلی، دکتر شیوا تفضلی، نفر دوم مسابقات جهانی تخته نرد است و ریاست عالیه مسابقات تخته نرد اروپای غربی را به عهده دارد!) . كتاب شامل بسياری از حكايات خواندنى و تاريخی، اشعار شاعران قديمى و تعبيرها و اصطلاحات پيرامون تخته نرد می‌باشد.

همچنين می‌توان به كتاب «تخته نرد از ديدگاه تاريخ و ادبيات» نوشتهء عزيز نقدی‌وند اشاره کرد كه توسط انتشارات كليدر به چاپ رسيده است. اين كتاب شامل اولين لغت‌نامه ي تخته نرد می‌باشد و در عين حال پژوهشی است در مورد سابقه ي تخته نرد. مطالب ديگر از جمله قوانين و حركات مهره‌ها، اصطلاحات رايج در اين بازی، اشعار مربوط، كركری‌خوانی، انواع بازيهای از ياد رفته ي تخته نردو مقالات تحقيقی جالبي را نيز مي توان در آن جست.

  • مختصري از شطرنج
افسانه های بسياری درباره چگونگی پديد آمدن شطرنج نقل شده است. شطرنج در آغاز يک بازی چهار نفره بوده است. کلمه چترنگ در زبان سانسکريت هندی از دو بخش چتر به معنی چهار و انگ به معنی دسته تشکيل شده است. اين چهار دسته به گونه ای نماد چهار عنصر زمين، هوا، آب و آتش بوده اند. اعراب شطرنج را از ايرانيان آموختند و آن را به غرب انتقال دادند. هارون الرشيد اولين خليفه ای بود که شطرنج و نرد بازی می کرد و آنرا رواج داد. در روسيه شطرنج ورزش ملی به حساب می آيد. به روسی شطرنج "شاخماتی" ناميده ميشود. بازی ايرانی تخته نرد نيز در روسيه پرطرفدار است و اصطلاحات و اعداد، کاملا فارسی ادا ميشوند

Sunday, March 15, 2009

پژوهشی نو درباره نبرد شیر و گاو

شیر و گاو خاستگاه کیهانی دارند.
 
ایرانیان همواره در عرصه تمدن بشری یادگارهای شگفت انگیزی از فرهنگ مادی و معنوی آفریده و سهم بالایی در تمدن جهانی داشته اند و وجود این تمدن كهنسال گاهشماری دقیقی را ایجاب می‌كرده است.
دانشمندان ایران شناس بیگانه در این باره پژوهش‌های درخوری انجام داده‌اند. به گفته‌ی هارتنر كه مستند به یادگارهای باستانی فراوان است، مردمانی پیرامون ۴۶ سده پ.گ.خ. (پیش از گاهشماری خورشیدی، نزدیك به ۶۰۰۰ سال پیش) از شمال سرزمین كنونی ایران كوچیده بودند، پس از استقرار در سرزمین مناسب برای زندگی همچون شوش در كنار مدار ۳۰ درجه عرض جغرافیایی، تخت جمشید، اور و... به كشاورزی روی آوردند.
آنها با صورت‌های فلكی و رابطه‌ی طلوع و غروب آنها با كارهای كشاورزی، به سان كاشت و برداشت، آشنایی بسنده‌ای داشتند. گواه این سخن نقش‌های گوناگون است از نبرد شیر و گاو، که در بنای جاودانه تخت جمشید رخ می نماید ،منبعی الهام بخش و سرچشمه ای ماندگار در نشان دادن باورهای ایرانیان در وسعتی به اندازه تاریخ حیات ایران قلمداد می گردد.
شیر و گاو یکی از آن عناصری هستند كه در هنر و تفكر مردم باستان نمودی بارز دارند و در بسیاری از مواقع در ارتباط با هم دیده می‌شوند.
این نقش در جبهه شمالی کاخ سه‌دری حجاری شده که تصویر شیر مهیبی است که دندانهایش را در کفل گاوی فرو برده است. گاو که با نوارهای بیشماری آراسته شده و حیوانی اهلی است، سرش را برگردانده و شیر را با شگفتی می‌نگرد.
اگر این نقش در دیده مردم عادی یک شاهکار هنری باشد،به همان میزان مفهوم واقعی آن برای باستان شناسان معمایی است.
درباره شکسته شدن گاو توسط شیر آراء مختلفی وجود دارد از جمله:
1ـ شیر در تفکر اساطیری ایران یعنی خورشید ؛ نور ؛ گرما و نماد برج اسد ( امرداد) و گاو نشان باران و باروری و سرما و برج ثور ( اردیبهشت ) است و غلبه اولی بر دومی یعنی شکست شب  و تاریکی و سرما و آغاز گرما و روشنایی و عید.
2ـ غلبه ایران ( شیر ) به بابل ( گاو ) که در دوران کورش بزرگ صورت پذیرفته است . شاهان ایران باستان می بایستی نیروی مقابله با شیر را می داشتند و در واقع شیر کش می بودند . فایق آمدن بر شیر هم شهامت شاه را می رساند و هم عنوان شاه برایش تایید می شده است.
3ـ و بنا به اعتقادی دیگر،این نقش ردی در آسمان و سرای کیهانی داشته است.
در این ترکیب، شیری دیده می‌شود که بر پشت گاو جهیده و چنگالش را بدون اینکه فرو کرده باشد، بر پشت او نهاده است. این گاو، همواره پشت به شیر کرده و در وضعیت فرار قرار دارد؛ در حالیکه سر خود را به سوی شیر بازگردانده و او را می‌نگرد. شیر و گاو در تمامی نگاره‌هایی که جزئیات کافی برای بررسی دارند، نر هستند.
متون نجومی کهن، تصویر صورت فلکی گاو/ ثور را (چونان نگاره‌های باستانی) به شکل گاوی نشان داده‌اند که سر خود را به عقب بازگردانده است.وچیزی که در تمامی نگاره‌های تشخیص‌پذیر است ، اینکه با گاو نر روبرو هستیم و صورت فلکی گاو نیز همواره گاو نر دانسته می‌شده است.
نر بودن صورت فلکی گاو را از دو راه می‌توان پیگیری کرد. نخست، بررسی تصویرهای متون نجومی کهن.
دوم، اطلاق گونهٔ مذکر و نرینه نام گاو یعنی «ثور» به این صورت فلکی. گونهٔ مؤنث و مادینه نام گاو یعنی «بقر» که بر گاو ماده دلالت می‌کند، برای نامیدن این صورت فلکی بکار نرفته است.
پرنورترین و بزرگ‌ترین ستاره صورت فلکی شیر/ اسد (Leo)، (Regulus) است که گاه به نام صورت فلکی خود، «شیر» خوانده می‌شود. این ستاره در چهار هزار سال پیش و در دامنه متوسط عرض‌های جغرافیایی ایران، از آغاز زمستان تا آغاز تابستان در آسمان شبانه دیده می‌شده است.
در همان دوران، ستاره دَبَران (Aldebaran) که بزرگ‌ترین و پرنورترین ستاره صورت فلکی گاو/ ثور که در باورهای نجومی «چشم گاو» دانسته می‌شده، از میانه‌های مهرماه تا میانه‌های فروردین‌ماه در آسمان شبانه دیده می‌شده است.
حال با توجه به وضعیت شیر و گاو در آسمان چهار هزار سال پیش، به چشم‌انداز و چگونگی حرکات این دو در آسمان توجه می‌کنیم. از آغاز تابستان تا میانه مهرماه، نه شیر در آسمان دیده می‌شود و نه گاو. از میانه مهرماه تا آغاز زمستان، یعنی در زمانی که سرما و تاریکی شب رو به فزونی و روشنایی روز رو به کاهش است، گاو در نبود شیر، یکه‌تاز آسمان است و هر شب بالاتر آمده است. انگاری که پیوندی میان سرما و تاریکی با اوج‌گیری گاو وجود دارد. در آغاز زمستان، شیر پس از شش ماه غیبت طلوع می‌کند و درست از همین زمان، روزها رو به بلند شدن می‌گذارند. انگاری که اکنون شیر برای دفع سرما و تاریکی به یاری خورشید آمده است.
به عبارت دیگر، از چهار فصل سال، فصل تابستان بدون شیر و گاو، فصل پاییز با گاو، فصل زمستان با گاو و شیر، و فصل بهار با شیر بوده است. گاو نر آسمانی، پیام‌آور سرما و تاریکی و شیر آسمانی، نوید دهنده گرما و روشنایی است.
در تمام طول زمستان، هر شب ابتدا گاو طلوع می‌کند و پس از حدود چهار ساعت، شیر از دنبال او طلوع می‌کند. هر چه شیر بالاتر می‌آید، گاو پایین‌تر می‌رود. در میانه‌های فروردین‌ماه، یعنی در زمانی که هوا گرم شده و روزها به اندازه کافی بلند شده‌اند، گاو به آسمان روزانه می‌رسد و دیگر دیده نمی‌شود. انگاری که از آغاز زمستان، شیر با یورش خود گاو را از میدان تاریکی و سرما بدر کرده است. سپس از میانه فروردین‌ماه تا آغاز تابستان، شیر یکه‌تاز آسمان در روزهای بلند و گرم سال است.
فاصله میان شیر با گاو به اندازه دو برج و فاصله میان گاو با شیر برابر با هشت برج است. در نتیجه همواره می‌توان شیر را به دنبال گاو دید و هرگز دیده نمی‌شود که گاو از پشت شیر روان باشد. در نگاره‌های باستانی نیز شیر و گاو در حال نبرد نیستند، بلکه شیر در حال حمله و گاو در وضعیت گریز است و با نگرانی پشت سر خود را می‌نگرد. درست به مانند وضعیت کیهانی این دو ستاره و صورت فلکی. همچنین در نگاره‌ها، شیر تنها بر پشت گاو جهیده است، اما چنگال‌هایش بر پشت او فرو نرفته و یا دریده نشده است. چرا که شیر آسمانی نیز هرگز موفق به رسیدن به گاو نمی‌شود و تنها او را دنبال می‌کند. گاو آسمانی نیز برای همیشه شکست نمی‌خورد و بزودی و چهار و نیم ماه پس از پنهان شدن شیر، دوباره باز می‌گردد و چرخه مکرر رویدادهای کیهانی را آغاز می‌کند.
چرخه‌ای که با باورهای دایره‌ای شکل، ریشه در تاریخ ، فرهنگ و اعتقاد ایرانیان باستان  است.
گزيده اي از تارنماي  امرداد

Saturday, March 14, 2009

پوریم؛ عید یهودیان و سپاس از ایران باستان


پوریم؛ عید یهودیان و سپاس از ایران باستان

یهودیان در اسرائیل و جهان ،امسال در روز سه‌شنبه ۲۰ اسفند، عیدی را جشن گرفته‌اند که روز شکرگزاری از کشور باستانی ایران به خاطر نیکوکاری‌های پادشاهان ایران زمین در قبال اجداد یهودیان است..
این عید «پوریم» نامیده می‌شود که روایات تاریخی متخلفی درباره شخصیت‌های آن وجود دارد. مشهورترین این روایات به «کتاب استر» (طومار استر) باز‌ می‌گردد و یهودیان برای آن اهمیت زیادی قائلند. کتاب استر بخشی از «عهد عتیق» در کتاب مقدس است که مورد قبول یهودیان و مسیحیان قرار دارد.
براساس روایت کتاب استر، «پوریم» شکرگزاری یهودیان از«اخشوروش» است که خشایارشاه هخامنشی است.
در آن ایام خشایارشاه، امپراطور۱۲۷ ولایت ازهند تا حبشه بود. خشایارشاه دل به دختری یهودی -که زیبایی‌اش پرآوازه شده بود- به نام «استر» (ستاره) باخت که برادرزاده «مردخای» بود.
مردوخای در دربار خشایارشاه خدمت می‌کرد، که در زبان امروزی ممکن است بتوان وظیفه او را «وزیر دربار» نامید.
در روایات تاریخی یهودیان آمده است که «هامان» صدراعظم وقت، درنتیجه مخالفت شدید با «مردخای» که حاضر به سجده کردن به صدراعظم نبود و از او حرف شنوی نداشت، دستور قتل‌عام یهودیان را در سرزمین باستانی ایران صادرکرد.
مردوخای از این توطئه آگاهی یافت. ملکه «استر» به نزد خشایارشاه رفت و نگرانی‌های عمیق خود و یهودیان را با او درمیان نهاد.
خشایارشاه از ماجرا آگاهی نداشت و دستورداد که در مورد درستی یا نادرستی سخنان ملکه «استر» تحقیق شود.
هنگامی که به خشایارشاه آگاهی داده شده که صدراعظم، قتل‌عام یهودیان را برنامه‌ریزی کرده، خشایارشاه بر «هامان» خشم گرفت و دستورداد که او را درملاء عام اعدام کنند.
یهودیان به شکرگزاری به دربار خشایارشاه رفتند و از آن زمان است که این عید با نام "پوریم"، از دیدگاه یهودیان، «یادآور پیوند ناگسستنی ملت‌های یهود و ایران» است.
رخدادهای تاریخی در« کتاب یا طومار استر» (در کتاب مقدس) قید شده است و یهودیان با خواندن این طومار، به نیایش می‌پردازند. در «کتاب استر» آمده است: «هنگامی که پلیدی‌ها رخت بربست و توطئه‌های بدخواهان ناکام ماند، سرزمین شوشان (ارض شوش؛ کنایه از ایران زمین) را شادی وصف‌ناشدنی فراگرفت».
کوروش ِ «منجی»
یهودیان دو بار از ایران زمین شکرگزاری می‌کنند. در تاریخ یهودیان، کوروش بزرگ هخامنشی نیز کسی است که لقب «منجی»، «مسیح خداوند» به او داده شده است؛ زیرا کوروش بزرگ بود که با «منشور آزادی»، یهودیان را که از سرزمین یهود به «بابل» تبعید شده بودند، به سرزمینشان برگرداند.
کوروش بزرگ کاروانی از نیروهای نظامی خود را نیز همراه یهودیان کرد تا امن و امان به اورشلیم بازگردند. افزون بر آن، اموال خزانه آن‌ها را که به تاراج رفته بود، همراه با این کاروان به اورشلیم رساند.
یهودیان برای کوروش و «منشور آزادی» او اهمیت بسیار زیادی قائل هستند؛ برای همین است که اندیشه برپایی تندیس کوروش بزرگ دراسرائیل تا کنون چندین بار مطرح شده است.
عید «پوریم» امروزه نيز در سراسر اسرائیل جریان دارد، و بنا به سنت این جشن یک روز دیرتر -یعنی چهارشنبه- در بیت المقدس (اورشلیم) برگزار می‌شود.
کودکان و بسیاری دیگر از یهودیان در ایام عید «پوریم» لباس‌های مبدل می‌پوشند. در خانواده‌های مذهبی معمولا دختران لباس ملکه «استر» را به یاد شه‌بانو «استر» ایرانی می‌پوشند.
اما در دهه‌های اخیر توجه کودکان بیشتر متوجه لباس‌های بالماسکه به سبک چهره‌های کارتونی تلویزیونی مشهور شده است.
در عید «پوریم» تدابیر امنیتی نیز برقراراست. در گذشته، مواردی بوده است که تروریست‌های انتحاری با پوشیدن لباس بالماسکه درصدد بمب‌گذاری درمراکز پرجمعیت بوده‌اند.
عید «پوریم» امسال تقریبا با جشن چهارشنبه سوری و نوروز ایرانی مصادف شده است.
اما یادآوری این پیوندهای باستانی درحالی است که تنش درمناسبات دولت‌های اسرائیل و ایران به اوج خود رسیده است.
آرامگاه «استر» و «مردخای» درشهر همدان یادآور روایت عید «پوریم» است. پیکر «استر» و عمویش «مردخای» دراین مکان باستانی دفن است.

سازمان گردشگری و میراث فرهنگی ایران، آذر ماه امسال آرامگاه «استر» و «مردخای» را به فهرست آثار ملی ایران اضافه کرد

Wednesday, March 11, 2009

براي مسافر خوبي بودن، بايد لذت بردن از سفر را ياد گرفت


دکتر پرويز ذوالعين، سفر کرده ترين جهانگرد ايرانيست. او موفق شده بود به 190 کشور جهان سفر کند. آدم متمولي نبود. کارمند دولت بود و جز آن هم يک استاد معتبر دانشگاه با تاليفات متعددي در زمينه حقوق بين الملل. يعني يک جهانگرد حرفه اي و يا فردي که حرفه اش لزوما ايجاب کند در سفر باشد، نيز نبود. پس چگونه توانسته بود به 190 کشور سفر کند؟ چند سالي پيش از فوتش مجله جهانگردان گفتگويي با او انجام داد، تقريبا براي دريافتن پاسخ همين سوال. يک بخش به ياد ماندني از آن گفتگوي جذاب آنجاست که خبرنگار از شادروان ذوالعين مي پرسد: شما چگونه برنامه ريزي مي کرديد که توانستيد به 190 کشور جهان سفر کنيد؟ دکتر ذوالعين اينگونه پاسخ داد که : اگر مي خواستم برنامه ريزي کنم 190 کشور که هيچ به 10 کشور هم نمي توانستم برسم. سفر را سهل و آسان گرفتن و خود را درگير قيود زائد و بعضا ذهني آن نکردن باعث شد که بتوانم تقريبا همه جهان را ببينم

ايشان به عنوان شاهد مثالي بر اين رويه خود مي گويد که : يک بار مي خواستم به کرمان بروم. دو سه روزي پرس و جو کردم درباره اين شهر، نقشه استان را خريدم و چند تايي هم مقاله درباره آن خواندم. يک روز عصر بار و بنه ام را جمع کردم و به ترمينال جنوب رفتم براي سفر به کرمان. قبل از آنکه وارد محوطه بيروني ترمينال بشوم، در يکي از همان خيابان هاي شلوغ اطراف ترمينال متوجه شدم که شاگرد اتوبوسي سرش را از پنجره بيرون آورده و داد مي زند اهواز فوري... اهواز فوري... پريدم بالا و به اهواز رفتم. چقدر هم سفر خوشي بود

آنچه که نقل شد، تاکيدي است بر اين نکته که سفر، قبل از آنکه فني آموختني باشد، يک ويژگي شخصيتي است. در روانشناسي سفر هم گفته مي شود: اينکه ما چگونه سفر کنيم، تابعي است از شخصيت، تربيت و تحصيلات ما. همچنانکه مي بينيم توانايي اقتصادي و يا ميزان بهره وري از ابزارها و تجهيزات خاص در مرتبه هاي بالاي اين دسته بندي قرار نگرفته است.حتي مي شود گفت سفر اساسا يک جور هنر است. يعني لذت بردن از آن بيشتر از آنکه يک امر آموختني باشد، موضوعي ذوقي، حسي، عاطفي و دروني است. همچنانکه انتظار نمي رود همه آدمها از يک قطعه موسيقي فاخر و ارزشمند لذت ببرند؛ نبايد انتظار داشت همه آدمها لذت يک شب کمپينگ در کنار يک درياچه آرام و يا در زير آسمان پر ستاره کويري را بدانند. و همان طور که فرانس ليست ، برجسته ترين پيانيست تاريخ بود اما در همه عمر در حسرت اين باقي ماند که يک پيانو در خانه داشته باشد؛ مي توان تصور کرد آدمي حقوق بگير با درآمد ناچيز ماهيانه که هر ماه دست کم يک سفر جذاب به جايي ديدني را تجربه کند. همچنانکه دکتر ذوالعين به گفته خودش به عنوان يک مسافر هرگز از بخش فرست کلاس هواپيماها استفاده نکرد اما به 190 کشور جهان رفت.

پس، فن اول اين است که براي مسافر خوبي بودن، بايد لذت بردن از سفر را ياد گرفت. بايد به سفر نه آنچنان که معمول است، تفريحي پرهزينه و گاه مشقت بار، بلکه به عنوان هنري کاملا قابل دستيابي و لذت بخش نگاه کرد. وقتي آموختيد بي هيچ برنامه ريزي قبلي، بدون هيچ نيازي به مقدمات طولاني و بدون هيچ پروايي از مخاطرات معمول حضور در مقاصدي دور از محل سکونت به سفر برويد، آن وقت مي توانيد خود را به يک جهان گرد، يک مسافر، يک سالک بدانيد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري