Tuesday, February 2, 2010

واقعا یک با یک برابر نیست


 یک با یک برابر نیست!
معلم پای تخته داد می زد / صورتش از خشم گلگون بود / و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود / ولی آخر کلاسی ها / لواشک بین خود تقسیم می کردند / وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد / برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان / تساوی های جبری رانشان می داد / خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود / تساوی را چنین بنوشت / یک با یک برابر هست / از میان جمع شاگردان یکی برخاست / همیشه یک نفر باید به پا خیزد / به آرامی سخن سر داد / تساوی اشتباهی فاحش و محض است / معلم / مات بر جا ماند / و او پرسید / گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز / یک با یک برابر بود / سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت / معلم خشمگین فریاد زد / آری برابر بود / و او با پوزخندی گفت / اگر یک فرد انسان واحد یک بود / آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود / وانکه قلبی پک و دستی فاقد زر داشت / پایین بود / اگر یک فرد انسان واحد یک بود / آن که صورت نقره گون / چون قرص مه می داشت / بالا بود / وان سیه چرده که می نالید / پایین بود / اگر یک فرد انسان واحد یک بود / این تساوی زیر و رو می شد / حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود / نان و مال مفت خواران / از کجا آماده می گردید / یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟ / یک اگر با یک برابر بود / پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟ / یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟ / یک اگر با یک برابر بود / پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟ / معلم ناله آسا گفت / بچه ها در جزوه های خویش بنویسید / یک با یک برابر نیست!
اثری از خسرو گلسرخی

دعا کنید تموم شود


دو صد درود و سلام و های و بونژو
2هفته ای است که در حال نوشتن یک کتاب در مورد مسیرهای گردشگری تهران هستم. دارم همان برنامه تلویزیونی شبکه آموزش را که در 15 قسمت اجرا کردم و با استقبال خوبی هم رو به رو شد با تفصیل و شرح بیشتری برای مجموعه ای به نام کلید که زیر نظر موسسه توزیع همشهری است آماده میکنم.
شاید شب عید بیاد بیرون.....نمیدونم ولی هرچی هست دعا کنید خوب دربیاد. چون کلی حرف داشتم که سانسور کردم؛ چون به دلیل عدم سانسور در تلویزیون و گفتن خیلی چیزها قسمت 15 به بعد ممنوع التصویر شدم.
حالا شاید بتونم تو یه جای دیگه اونارو ادامه بدم. خدا رو چه دیدی!

Saturday, January 30, 2010

جشن سده


"سده" جشن باستاني و پايدار ايرانيان 
دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان. در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود. 
هنوز در روستاهاي جنوب شرقي ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده مي شود؛ يعني جشن سده صد روز پس از يکم آبان و 50 روز به نوروز برپا مي شود. برخي از پارسيان هند و تاجيکيان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهاي شرق ايران، افغانستان و آسياي مرکزي بوته خشک را آدور مي خوانند). از سده به بعد، از ميزان شدّت برودت كاسته مي شود.
   
مراسم جشن با هزاران سال پيش تفاوت نكرده است. مردم، هركس برحسب توان خود، مقداري هيزم اهداء مي كند و در زميني باز آتش برپا مي شود و حاضران بر گرد آن به شادي مي پردازند.
    
نظامي در توصيف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
    
رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادي دويدند از هر كنار.
    
آريايي ها ي آسيا و اروپا هميشه روشني و گرمي را كه خورشيد و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنايات خدا دانسته و احترام گذارده اند.
    
فردوسي جشن سده را آتش پرستي نمي داند و برپاكنندگان آن را چنين توصيف كند:
 
مپندار كاتش (كه آتش) پرستان بدند (بودند - کنايه از اين که جشن سده را آتش پرستان به وجود نياورده اند(
    
 
جشن سده را به هوشنگ پيشدادي نسبت دهند . فردوسي در اين زمينه گويد :
    
به هوشنگ ماند، اين «سده» يادگار ـــ بسي باد چون او دگر شهريار

  جشن سده جشن پيدايش آتش است. در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه پیشدادی داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي مي‌رفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و فروغ (جرقه‌اي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن سده اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد           هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ          دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين                   نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد          همين آتش آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد آنشب و باده خورد      "سده" نام آن جشن فرخنده كرد


    سده را قبلا «سدك» مي گفتند. ابوريحان نوشته است كه صد روز پس از آغاز سرما) يکم آبان)، «سده» و پنجاه روز بعد از سده، نوروز است و از سده تا درو كردن جو و به دست آمدن گلابي بهاره (موسوم به «جو رس») نيز صد روز است.
    
اهميت جشن سده براي ايرانيان كه آن را در رديف آيين هاي نوروز و مهرگان قرار مي دادند به حدي بود كه در دوران ساسانيان، شاهان وقت بدون تشريفات در ميان مردم در اين مراسم شركت مي كردند. پس از حمله عرب، «مرداويز» را احياء كننده اين جشن در قرون وسطا خوانده اند كه در اصفهان آن را از سر گرفت.
    
چراغاني و روشن كردن شمع را به مراسم «سده» نسبت مي دهند. در افسانه هاي كهن ايران آمده است كه متهمان براي اثبات بيگناهي از روي آتش شعله ور عبور مي كردند و هزار سال پيش از ميلاد، سياوش هم كه متهم شده بود براي اثبات بي گناهي خود از آتش عبور كرد.
    

Saturday, January 23, 2010

چرا به ما میگن جهان سوم یا عقب مانده ؟





این دو تصویر را می بینید:
اولی برای خیابانهای پشت برج ایفل در پاریس است که خودم گرفتم.
دومی مربوط به چند ماه پیش در پیاده روهای ولی عصر است که خدا رو شکر همه این صحنه ها و یا بدترش رو دیدین.
حالا بیاییم مقایسه کنیم که این ماشین تنها و فقط تنها مخصوص درست کردن چند موزاییک و بخشی از جداول گوشه خیابان های پاریس است. میبینید که یک صفحه مخصوص سیمانی برای درست کردن ملاط با کلی کیسه بغلش تعبیه شده که مبادا جایی لکی یا کثیفی باعث آزار خاطر مردم فرانسه و یا گردشگران بشود.
در حالی که خیابانهای تهران به سادگی تبدیل به یک خرابه میشوند و کلی گردشگر میاد (البته کلی منظورم همون 2-3  تا با مارکوپلو که جاسوسه) و این صحنه هارو میبینه و بعد ما با خودمون میگیم : "چرا گردشگر به ایران نمیاد؟ "

Wednesday, January 20, 2010

چی بگم من؟ قضاوت با شماست


فکر کنم جان یک نفر را نجات دادم....شما چطور؟



Blood Clots/Stroke


سکته مغزی به دلیل لخته شدن خون در رگ


STROKE: Remember the 1st Three Letters.....S.T.R.
سکته مغزی


STROKE IDENTIFICATION


نشانه های سکته مغزی

It only takes a minute to read this...

خواندن این متن فقط چند دقیقه طول می کشد

A neurologist says that if he can get to a stroke victim within 3 hours he can totally reverse the effects of a stroke..! ..totally. He said the trick was getting a stroke recognized, diagnosed, and then getting the patient medically cared for within 3 hours, which is tough.

یک متخصص مغز و اعصاب می گوید چنانچه شخصی را که سکته مغزی کرده در کمتر از 3 ساعت ببیند می تواند عوارض سکته مغزی را بطور کامل اصلاح کند.. "بطور کامل". او می گوید نکته این است که سکته مغزی شناخته شده، تشخیص داده شده و بیمار در کمتر از 3 ساعت به مراکز درمانی رسانده شود.

RECOGNIZING A STROKE

شناخت سکته مغزی

Thank God for the sense to remember the '3' steps, STR . Read and Learn!
شکر خدا فقط سه کار برای تشخیص کافی است. بخوانید و به یاد بسپارید
Sometimes symptoms of a stroke are difficult to identify. Unfortunately, the lack of awareness spells disaster. The stroke victim may suffer severe brain damage when people nearby fail to recognize the symptoms of a stroke..
گاهی شناخت علائم سکته مغزی مشکل است.. بدبختانه از هوش رفتن بیمار مشکل را بدتر می کند. شخصی که سکته کرده ممکن است در شرایط بسیار خطرناکی قرار داشته باشد اما اطرافیان نمی توانند مشکل را تشخیص دهند.
Now doctors say a bystander can recognize a stroke by asking three simple questions:

پزشکان می گویند اطرافیان با پرسیدن سه سؤال ساده می توانند سکته مغزی را تشخیص دهند

S *Ask the individual to SMILE.

از بیمار بخواهید که لبخند بزند
T *Ask the person to TALK and

SPEAK A SIMPLE SENTENCE (Coherently)

از بیمار بخواهید یک جمله ساده را بطور پیوسته بگوید.
(I.e. It is sunny out today.)

(مثلاً، امروز هوا آفتابی است)
R *Ask him or her to RAISE BOTH ARMS..

از او بخواهید که هر دو دستش را بلند کند

If he or she has trouble with ANY ONE of these tasks, call emergency number immediately and describe the symptoms to the dispatcher.

اگر بیمار در انجام دادن هر یک از سه مورد فوق با مشکل روبرو شد بلافاصله با اورژانس تماس گرفته و این علائم را برای مسئول اورژانس توضیح دهید

New Sign of a Stroke -------- Stick out Your Tongue

نشانه جدید سکته مغزی...

زبانت را بیرون بیاور

NOTE: Another 'sign' of a stroke is this: Ask the person to 'stick' out his tongue.. If the tongue is 'crooked', if it goes to one side or the other, that is also an indication of a stroe.

توجه: یکی دیگر از نشانه های سکته مغزی این است که از بیمار بخواهید زبانش را بیرون بیاورد. اگر زبانش کج و معوج بود و یا به طرفین دهان متمایل شد نشانه سکته مغزی است.

A cardiologist says if everyone who gets this e-mail sends it to 10 people; you can bet ! That at least one life will be saved..

یک متخصص قلب می گوید اگر هرکس که این ایمیل را دریافت می کند آن را برای 10 نفر بفرستد حداقل یک نفر از مرگ نجات پیدا می کند.

I have done my part....will you?



Sunday, January 17, 2010

بد شانس ترین نسل تاریخ ایران



بد شانس ترین نسل تاریخ ایران!!؟


چون تو نوزادیمون شیر خشک نایاب شده بود
بچگیمونم که دوران جنگ بود
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن … نظام قدیم, نظام جدید, نظام خیلی جدید
رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن
فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد
عاشق شدیم گشت ارشاد رو سرمون خراب شد
ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد
ازدواج کردیم تورم کمرمونو شکست و روزگارمون سیاه شد
بارالها! دیگه حالی واسمون نمونده که به راه راست هدایت شیم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن!